ترجمهء تصوير دستخط مأمون عباسى بر « رسالهء ذهبيهء » امام رضا عليه السّلام به نام خداوند بخشايشگر مهربان
سپاس اهل حمد از اوّلين و آخرين ، مخصوص ذات خداوند متعال است . خداوند نعمتها و فضلها و فزونىها و نيكىها و زيبايىها . او را بر نعمتهاى آشكارش و فزونىهاى بخشش و تمام امدادها و نعمتهاى فراوان و پياپىاش ، حمد و سپاس مىگويم و بر عطايا و مواهب فراوانش شاكر و سپاسگزارم ؛ شكر و سپاسى كه موجب مزيد نعمت و موهبت و قربت به ساحت پاك اوست .
شهادت مىدهم كه خدايى جز خداوند يكتا نيست ، و از روى اخلاص به او ايمان دارم و به او كافر نيستم و منكر ربوبيّت و وحدانيّت پروردگار نمىباشم ، شهادتى كه خداوند آن را نسبت به ذات مقدس خود تصديق فرموده ؛ همان گونه كه خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : بگو اوست خداوند بىهمتاى يكتا ، خداى بىنيازى كه نزاييده و نه زاييده شده ، همو كه هيچكس همتاى او نيست . همان پروردگار متعال ما ، خداوند عزّ و جلّ است . و درود و صلوات بر آقا و سرور اوّلين و آخرين ؛ محمد بن عبد اللّه خاتم پيامبران . امّا بعد . . .
به درستى كه من در رسالهء پسر عموى علوى تبار خود كه شخصيتى اديب و فاضل محبوب و فرهيختهء منطقى و طبيبى حاذق است ، با دقت تمام نگريستم ، و آن را در راستاى اصلاح ، بهبود ، انتظام جسم آدمى ، تدبير امور نظافت ، استحمام ، تنظيم و تعديل برنامهء غذايى يافتم و ملاحظه نمودم كه اين ( رساله ) به بهترين وجه ؛ تماما به مسائل مهم پرداخته است و آن را در جهت تبيين عالىترين نعمتها يافتم و عميقا بررسى و مطالعه و در آن انديشه نمودم ، بارها دربارهء آن تعمق و انديشه كردم و هر بار كه آن را مىخواندم و در آن غور مىكردم و با دقت هرچه تمامتر نگاه مىنمودم ، لطايف و حكمتهايى بر من آشكار و هويدا مىشد و فوايدى بر من روشن مىگرديد و سودمندى آن در قلبم جاى مىگرفت . ازاينرو در حفظ و فراگيرى آن كوشيدم و ژرفانديشانه در فهم و درك آن تلاش نمودم ؛ زيرا حقيقتا آن را نفيسترين پاسخ به خواستهها و بزرگترين اندوخته و