109 نهايت غلوّ كردن
امام باقر عليه السلام فرمود :
هنگامى كه حضرت على عليه السلام از جنگ جمل بر مىگشت ، هفتاد نفر از زطّىها « 1 » نزد امام آمده و سلام كردند و به زبان محلى خود با آن حضرت سخنانى گفتند .
حضرت فرمود : من ، چنان نيستم كه شما گفتيد ، من بنده خدا و مخلوق او هستم .
ولى آنها - كه خدا لعنتشان كناد - باز حرف خودشان را زده و تأكيد بر سخن خود داشتند . و مىگفتند :
« تو خود خدا هستى » .
حضرت فرمود : اگر از اين عقيده و گفتار دست بر نداريد و توبه نكنيد ، شما را خواهم كشت . ولى باز هم نپذيرفتند .
امام عليه السلام دستور داد كه چاههايى حفر كردند ، و آنها
هامش
( 1 ) زطّىها : عدهاى از هندىهاى آن روزگار .