بيابانگرد گفت : ( براى گفتهء خود ) شاهد بياور .
مسلمانان جمع شدند و به او گفتند : اين رسول خداست و سخنى جز حق نمىگويد . ولى هيچ كدام از آنان شهادت نمىدادند .
تا اينكه خزيمة بن ثابت آمد و ماجرا را شنيد و گفت :
من شهادت مىدهم كه تو اين اسب را به رسول خدا فروختهاى .
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به خزيمه فرمود :
از كجا شهادت دادى ؟
خزيمه عرض كرد : يا رسول الله ! از آن جهت شهادت دادم كه شما را تصديق كرده و مىشناسم .
آنگاه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم خزيمه را ذو الشهادتين ناميد . و گواهى او را مانند گواهى دو شاهد قرار داد « 1 » .
هامش
( 1 ) حديث 3427 ، ج 3 ، ص 108 .