شنيده است و مشاهده كرده به هريك اشارتى لطفآميز كند . » « 1 »
چون اصل نقثة المصدور اكنون در دست نيست نمىتوان در ارزش ادبى آن زياد مبالغه كرد . ولى آنچه مسلم است طورى تحرير شده بوده كه كاتبان و مترسلان از آن مايه مىگرفتهاند . دليل اين مدعى شهادت نويسندهاى چيرهدست چون سعد الدين وراوينى است كه در شمارش متون ادبى فارسى مىنويسد : نوعى ديگر چون نفثة المصدور ساخته وزير مرحوم شرف الدين انوشروان خالد كه ذكر او بدآن خلود يافت « 2 » .
عماد الدين معروف به كاتب اصفهانى نفثة المصدور را به عربى ترجمه كرد و بر آن نصرة الفتره و عصرة الفطره نام گذاشت . كتاب عماد تنها ترجمه نيست بلكه وى مقدمه و تكلمه و اضافاتى بر نفثة المصدور تعليق كرده است و در حقيقت تاريخى از سلسله سلجوقى با نقل مطالب نفثة المصدور در سال 579 « 3 » يعنى چهل و هفت سال پس از مرگ انوشروان پرداخته است .
همشهرى عماد فتح بن على بندارى كه خود از بزرگان فقهاء و ادباى قرن هفتم است و به كتابهاى عماد عنايتى مخصوص داشته نصرة الفتره و عصرة الفطره را در سال 623 هجرى خلاصه نموده و به پادشاه دمشق ملك عيسى ايوبى اتحاف كرده است .
اين كتاب براى اولين بار توسط هوتسما مستشرق معروف كه در تاريخ سلجوقيان احاطهاى داشت و چند كتاب درين موضوع طبع و نشر كرده در سال 1889 ميلادى در دو مجلد منتشر شده است . محرر اين سطور با مراجعه مستمر به كتب خانههاى معتبر ازين طبع اثر و نشانى نيافت ولى دو طبع ديگر كتاب را كه در مصر انجام شده از نظر گذرانده است .
دومين بار كتاب بندارى در سال 1318 ه - 1920 م توسط شركت مطبوعات مصر در قاهره طبع گرديده و سومين طبع آن با كمك بنياد فرهنگ ايران و مقدمه سيد محمد عزاوى در سال 1974 م در قاهره پايان پذيرفته است .
هامش
( 1 ) - تعليقات روشن بر مرزباننامه ص 8
( 2 ) - مرزباننامه طبع علامه قزوينى ص 4
( 3 ) - كتاب حاضر ص 157