تلقّى شود وما را از ناهماهنگىهاى اختلافانگيز دور كند . مقالهء بعدى - « نجوم جديد وفقه » - با بيان اين نكته كه تأثير عميق محاسبات دقيق نجومى ونيز علوم رياضى وتجربى بر مسائل فقهى ، بويژه در مذهب تشيّع ، از واقعيات انكارناپذير است ، يكى از اين آثار را دگرگونى نشانهها وإمارات عقلايى مىداند ومعتقد است امارات در فقه ، مطابق با امكانات زمان شارع جعل شده است وعقلا ، با توجه به امكانات وفنّاورىهاى جديد ، امارات موثّقترى را جايگزين كردهاند . نويسنده براي مثال متذكر مىشود محاسبات جديد نجومى ، به عنوان امارات عقلايى دقيقتر ، مىتواند جانشين امارات ديگر ( سنّتى ) شود واين جايگزينى ، در برخى موارد - مانند مسألهء محاسبات أوقات شرعي در سيرهء متشرعه - صورت گرفته ، ولى در بعضي از موارد - نظير موضوع ثبوت رؤيت هلال - هنوز در حد مطلوب صورت نگرفته وپس از مقايسهء ادلّهء اعتبار امارات مختلف ، اعتبار فقهى محاسبات نجومى جديد را ، على الخصوص دربارهء پيشگويى رؤيت هلال ، مطرح كرده است . نويسنده در نهايت بر اين اعتقاد است كه عنايت به مطالعات نجومى واعتبار بخشيدن به پيشبينى منجّمان ، هم داراى حجّيت وهم اطمينانآورترين راه براي اثبات رؤيتپذير بودن هلال است وبنابراين اگر بر فرض پيشبينى معتبر نجومى با ديگر امارات در تعارض باشد ، بايد پيشبينى نجومى را مقدّم دانست .
نويسندهء مقالهء « بررسى اعتبار رؤيت هلال براي مناطقى غير از امكان ناظر » ، بحث خود را دربارهء بلاد متقاربة آغاز وبيان مىكند أغلب فقهاى شيعه معتقدند بلاد متقاربة حكم واحد دارند . بعضي از فقها نيز حكم نقاط هم أفق را يكى مىدانند وبر اين عقيدهاند دو شهري هم افقاند كه اگر هلال در يكى از آنها ديده شود در ديگرى هم رؤيت گردد وبعكس ( كه البتة در ظاهر به لحاظ نجومى نمىتوان بدقت براي هم أفق بودن ، ملاكى ارائه كرد ) .
بالآخرة عمدهاى از فقهاى شيعه كه در اقليتاند مىگويند چنانچه هلال در مكاني ديده شود ، براي مناطق ديگر - ولو در دور دست - نيز اوّل ماه ثابت مىشود واين گروه أغلب به روايات مطلقه در پذيرفتن بيّنه استناد مىكنند . نويسنده آنگاه با تفصيل مطلب دربارهء اين مباحث واستناد به روايات معصوم عليه السّلام ، به بحث تحليلي در هر يك از موارد از منظر فقهاى شيعه وفقهاى أهل سنّت پرداخته است .
مقالهء « علل ناهماهنگى كشورهاى اسلامى در اعلام حلول ماههاى قمري » ، اختلافات
و
رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 3570
مساهمون: رضا مختاري
ص٣٥٧٠