هر چند حاكم شرع رد نمايد شهادت ايشان را به جهت عدم معرفت بر حال ايشان يا به سبب اشتباه در امر ايشان .
چهارم : شياع است به اينكه جمعى بگويند ماه را ديديم وثابت مىشود به آن هلال با حصول علم . وبا حصول مظنّه محل تأمّل است .
ج ) توضيح المسائل *
مسأله 1739 : اوّل ماه به پنج چيز ثابت مىشود :
اوّل : آنكه خود انسان ماه را ببيند .
دوم : عدهاى كه از گفتهء آنان يقين پيدا مىشود بگويند : ماه را ديدهايم « 1 » . وهمچنين است هر چيزى كه به واسطهء آن يقين پيدا شود « 2 » .
سوم : دو مرد عادل « 3 » بگويند كه در شب ماه را ديدهايم ، ولى اگر صفت ماه را بر خلاف « 4 » يكديگر بگويند ، اوّل ماه ثابت نمىشود .
چهارم : سى روز از اوّل ماه شعبان بگذرد كه به واسطهء آن ، اوّل ماه رمضان ثابت مىشود . وسى روز از اوّل رمضان بگذرد كه به واسطهء آن ، اوّل ماه شوّال ثابت مىشود .
پنجم : حاكم شرع حكم كند « 5 » كه اوّل ماه است .
مسأله 1740 : اگر حاكم شرع حكم كند كه اوّل ماه است ، كسى هم كه تقليد أو را
هامش
( 6 ) * توضيح المسائل ، ص 367 - 368 ، با حواشي حضرات آيات عظام : سيد محسن حكيم ، سيد هادي ميلانى ، سيد احمد خوانسارى ، امام خمينى ، سيد أبو القاسم خوئى وسيد محمّد رضا گلپايگاني ( قدّس اللّه أسرارهم ) .
( 1 ) خوانسارى : بلكه اگر اطمينان حاصل شود بعيد نيست ثبوت اوّل ماه به آن .
( 2 ) گلپايگانى : يا اطمينان .
( 3 ) گلپايگانى : قول دو مرد عادل وقتي قبول مىشود كه قابل تصديق باشد ، مثلا اگر ابر باشد يا آسمان صاف باشد وهيچكس غير از اين دو نفر نبيند قول آنها مورد اعتنا نيست .
( 4 ) امام خمينى : اگر اختلاف آنها طورى باشد كه احتمال مىرود در تشخيص اختلاف داشته باشند شهادتشان قبول مىشود مثل اينكه يكى بگويد بلند بود وديگرى بگويد نبود . وهمچنين شرط است كه شهادتشان خلاف واقع نباشد مثل اينكه بگويند داخل دائرهاش طرف أفق بود .
( 5 ) خوئى : ثابت شدن اوّل ماه به حكم حاكم شرع محل اشكال است واز اينجا حكم مسأله 1740 معلوم مىشود .
خوانسارى : ثبوت ماه به حكم حاكم شرع به نظر حقير محل اشكال است .