تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رؤيت هلال ( فارسي ) — صفحة 2476

مساهمون:

ص٢٤٧٦
چرا كه دلالت دارد بر اينكه اگر در شب سىام شهر رمضان ماه ديده شد ، وشخص بيست ونه روز روزه گرفته ، بعد دو نفر شهادت دادند كه أهل فلان بلد ، سى روز روزه گرفتند - يعنى در اوّل ماه ، ماه را ديده بودند - أو يك روز قضا كند ، پس معلوم مىشود كه بيّنهء بر شياع ، حجت است . لكن ممكن است گفته شود كه مراد اين است كه آن دو نفر شهادت قطعي دهند به رؤيت هلال واينكه در فلان بلد ديده شده ، نه مجرّد نقل سبب باشد بدون جزم به رؤيت ، چنانچه [ چنانكه ] مفروض ما نحن فيه است . با اينكه در جمله‌اى اخبار است كه كسى كه بيست ونه روز روزه گرفته ، قضا نكند يك روز را مگر آنكه بيّنه قائم شود نزد أو به رؤيت . واز اين حصر مستفاد مىشود عدم كفايت بيّنه بر شياع . ففي رواية الحلبي ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : قلت : أرأيت إن كان الشهر تسعة وعشرين يوما ، أقضي ذلك اليوم ؟ فقال عليه السّلام : « لا ، إلّا أن تشهد لك بيّنة عدول ؛ فإن شهدوا أنّهم رأوا الهلال قبل ذلك فاقض ذلك اليوم » « 1 » . ونحوها غيرها « 2 » . اگر چه ممكن است گفته شود كه غرض ، حصر إضافي است در مقابل توهّم راوي كه اگر ماه بيست ونه روز باشد تعيينا نيز يك روز بايد قضا كند . به خيال اينكه على اىّ حال بايد سى روز روزه گرفت . پس مراد از استثنا ، مطلق ثبوت است به هر وجه بوده باشد ، نه اينكه لا بدّ بايد بيّنه به رؤيت قائم شود ، ولذا اگر حكم حاكم معلوم شود ، يا به شياع قطعي محقّق شود هم كافى است در وجوب قضاء يك روز . وكيف كان ، بر فرض اعتبار شهادت عدلين به شياع ، حكم مختصّ است به شياع قطعي . وامّا شهادت ايشان به شياع ظنّى پس ثمر ندارد . ومورد سؤال شهادت عدل واحد است به شياع ظنّى ، چون از ادّعاء بيست وپنج نفر غالبا ظنّ حاصل مىشود ، نه قطع ؛ پس إخبار خالد به ادّعاء رؤيت آن بيست وپنج نفر ، از دو جهت محل اعتبار نيست : يكى آنكه عدل واحد است . ويكى آنكه شياع آن ظنّى است ، با اينكه أصل مطلب ، محل اشكال است چنانچه ذكر شد . ( واللّه العالم ) .
هامش
( 1 ) تهذيب الأحكام ، ج 4 ، ص 156 ، ح 434 ؛ الاستبصار ، ج 2 ، ص 63 ، ح 204 . ( 2 ) تهذيب الأحكام ، ج 4 ، ص 157 ، ح 440 .