مادرش به نام مراجل ، كنيزى خراسانى بود « 1 » و پدرش ، حكمرانى خراسان و مناطق شرقى دولت عباسى را به وى داده بود . مأمون همهء دوران جوانى خود را در آنجا گذراند و در خراسان به عدل و تقوا و ورع مشهور شد و همين امر ، عامل جذب قلوب مردم خراسان به سوى او بود . پس از اين ، فتنه بين امين و مأمون پيش آمد ؛ زيرا امين تصميم گرفت پيمانها و ميثاقهايى كه قبلا متعهد شده بود ، نقض و برادرش مأمون را از ولايتعهدى عزل كند « 2 » و به جاى او پسر كوچكش موسى را كه ناطق بالحقش مىناميد ، وليعهد خود گرداند . « 3 » امين با اين اقدام ، احساسات اهالى خراسان و ديگر شهرهاى اسلامى ، مخصوصا مردم حجاز را برانگيخت .
در واقع ، فتنه امين و مأمون ، نوعى جهاد حزبى بود كه بين ايرانيان كه طرفدار مأمون بودند ، از يك سو ، و اعراب كه طرفدار امين بودند ، از سوى ديگر ، واقع شد . رهبرى اين نزاع را هم فضل بن سهل ، وزير ايرانى مأمون و فضل بن ربيع ، وزير عرب امين ، به عهده داشتند . « 4 »
اقوام ايرانى و خراسانى به مأمون پيوستند و اعراب ، گرد امين را گرفتند . مأمون دريافته بود كه دلجويى كردن از عناصر عربى كه سياست خصمانهاى عليه او پيش گرفتهاند ، سودى ندارد . دشمنى قوم عرب با او در نزاع وى با برادرش امين و قيام نصر بن شيث ، كه از كشته شدن امين و اعتماد مأمون بر ايرانيان و كنار نهادن اعراب خشمناك شده و قيام كرده بود ، آشكار شد . « 5 » بنابراين ، مأمون به جريان پشتيبانى اهل خراسان و ايرانيان سوق داده شد و بازگشت از اين مسير برايش دشوار بود .
هامش
( 1 ) . مادر امام على الرضا نيز از كنيزان بود . محمد حسين مظفرى مىنويسد : امام موسى كاظم پس از آنكه جدش محمد باقر و پدرش جعفر صادق عليهما السّلام را در خواب ديد كه به او دستور مىدهند اين كنيز را بخرد ، خريدارى كرد . آن دو بزرگوار او را از شمايل اين كنيز آگاه كرده بودند و اينكه اين زن ، فرزندى را براى آن حضرت به دنيا مىآورد كه بهترين مردمان زمان عصر خود مىشود . ( تاريخ الشيعه ، ص 54 )
( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 166 .
( 3 ) . جهشيارى ، كتاب الوزراء و الكتاب ، ص 392 .
( 4 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام ، ج 2 ، ص 161 .
( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 159 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 101 .