كس تنها ادعاى امامت كند درحالىكه در خانه نشسته و انزوا گزيده باشد ، او و تمام كسانى كه بر اين روش او را پيروى مىكنند و امامتش را مىپذيرند ، كافر مشركاند . » « 1 »
آنچه گذشت ، انديشههاى سياسى فرقه جاروديه بود كه براى اين بحث اهميت داشت .
البته جاروديه صاحب انديشههاى فلسفى و كلامى هم هستند كه پرداختن به آنها از حوزه بحث ما خارج است . « 2 » پس از آن ، فرقه جاروديه متحول گرديد و در انتقال امامت ، دچار اختلاف شدند . آنها ابتدا به مهدويت و جاودانگى امام ايمان آورند و در حركت محمد نفس زكيه شركت كردند ، اما پس از كشته شدن وى اختلاف كردند ؛ گروهى از ايشان گفتند : او كشته نشده و زنده است و به زودى قيام كرده و زمين را پر از عدل مىكند ، اما گروهى ديگر از ايشان مرگش را پذيرفته و به امامت محمد بن قاسم بن عمر بن على بن حسين ، معروف به صاحب طالقان ، روى آوردند ، « 3 » و گروه ديگر هم به امامت يحيى بن عمر معتقد شدند . فرقه جاروديه پس از اين در فرقههاى اماميه و زيديه پراكنده شدند و ابو جارود موفق به جلب دوستى هيچ كدام از اين طوايف گوناگون شيعه نشد ، هرچند خودش در همهء اين فرقهها چهره شاخصى بوده است . « 4 » يكى از فرقههايى كه از زيديه منشعب شد ، فرقه سليمانيه ( ياران سليمان بن جرير ) بود كه در دوره خليفه دوم عباسى ، ابو جعفر منصور ، ظهور كرد . وى در ابتداى كارش از شيعيان اماميهء پيرو امام جعفر صادق عليه السّلام بود ، سپس از آن حضرت جدا شد و فرقه شيعى مستقلى ايجاد كرد . « 5 » شهرستانى
هامش
( 1 ) . نوبختى ، فرق الشيعة ، ص 48 - 49 .
( 2 ) . از جمله آراى ايشان ، آنطور كه نوبختى ذكر مىكند ، اين است كه مىگويند : « حلال آن چيزى است كه آل محمد حلال كردند و حرام نيز حرام ايشان است و حكم هم حكم ايشان ، تمامى آنچه نزد نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود نزد آل محمد هم وجود دارد . . . » ( فرق الشيعة ، ص 49 به بعد ) و شهرستانى مىگويد : گروهى از ايشان بر اين باورند كه علم حسن و حسين همانند علم پيغمبر است ، پس علم اين دو امام بهطور فطرى و ضرورى پيش از اينكه تعليم ببينند ، حاصل مىشود . و گروهى از ايشان هم معتقدند علم در ائمه و ساير افراد ، بهطور مشترك وجود دارد . بنابراين ، علم را مىتوان از آنها يا از عامه مردم فراگرفت .
( 3 ) . و او كسى است كه در عهد معتصم ، خليفه هشتم عباسى قيام كرد ، چنانكه در اين فصل به آن اشاره مىكنيم .
( 4 ) . نشار ، نشأة الفكر الفلسفى فى الإسلام ، ج 2 ، ص 192 .
( 5 ) . نوبختى ، فرق الشيعة ، ص 55 به بعد . دليل جدايى سليمان بن جرير از امام جعفر صادق عليه السّلام به اين گفته -