بن ابى زياد بودند ، « 1 » از ايشان منشعب شدند . شهرستانى درباره انديشههاى جاروديه چنين مىگويد : « به نظر ايشان ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، على عليه السّلام را به سبب اوصافى كه آن حضرت داشت ، به عنوان خليفه پس از خود به نص ، معرفى كرده ، نه اينكه او را به اسم معرفى كرده باشد .
بنابراين ، على عليه السّلام خليفه پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . اما مردم كوتاهى كردند ؛ چون امامشان را از روى وصف نشناختند و به دنبال شخص موصوف نرفتند . آنها به خواست خود ، ابو بكر را به خلافت اختيار كردند و بدين سبب ، كافر شدند . ابو جارود با اين نظريه ، با امام خود ، زيد بن على مخالفت كرده است ؛ زيرا زيد اين اعتقاد را نداشت . جاروديه در مسئله توقف در امامت يا انتقال آن از امامى به امام ديگر ، دچار اختلاف شدند ؛ گروهى از آنها معتقد شدند امامت از على به حسن ، سپس به حسين و بعد به على بن حسين زين العابدين عليهم السّلام ، و پس از وى به پسرش زيد بن على ، و از وى نيز به محمد بن عبد اللّه بن حسن بن حسن بن ابى طالب منتقل شده است ، و اين عده محمد را امام دانستند . » « 2 » همچنين شهرستانى امام محمد حنفيه را از جاروديه مىداند . « 3 »
نوبختى بر جاروديه نام سرحوبيه مىنهد ؛ « 4 » چون ابو جارود را سرحوب نيز مىناميدند .
شهرستانى مىنويسد : اين اسم را امام محمد باقر عليه السّلام بر او نهاد ؛ چون ابو جارود دانشهاى خود را از اين امام فراگرفت و سپس به مخالفت با آن حضرت پرداخت و از وى جدا شد . « 5 »
جاروديه از سياست امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليها السّلام راضى نبودند ؛ زيرا آن دو امام به امامت معنوى بسنده كرده و به قيام و رويارويى با امويان و عباسيان ، كه خلافت را از خاندان على بن ابى طالب عليه السّلام غصب كرده بودند ، نمىپرداختند . جاروديه مىگفتند : « هر
هامش
( 1 ) . وى به كنيه ابو النجم همدانى خراسانى عبدى نهدى و ثقفى كوفى خوانده مىشود . او بين سال 150 - 160 ق وفات يافت . ( ابن نديم ، الفهرست ، ص 267 )
( 2 ) . شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 158 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . نوبختى ، فرق الشيعة ، ص 48 .
( 5 ) . شهرستانى ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 169 . امام محمد باقر كلمه سرحوب را چنين تفسير مىكند :
« شيطان كورى كه ساكن دريا مىباشد . »