اينها بخشى از رواياتى بود كه از « امّالمؤمنين عايشه » در فضايلِ خود او روايت شده است . در بحث بعدى به رواياتى مىپردازيم كه دربارهى « معاشرت پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) با او » از وى روايت كردهاند .
پنجم - روايات معاشرت پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) با او ، امورى كه هرگز شايسته مقاوم رسالت نباشد
قرنهاى متمادى يكى پس از ديگرى گذشت و راويان حديث ، روايات امّالمؤمنين عايشه را با اعتقاد به درستى همهى آنها ، نسل به نسل روايت كردند و در صدق نسبت آنها به عايشه ترديد نكردند و هيچ كس به نقد و بررسى و پاكسازى آنها اقدامى ننمود ، در حالى كه بيشتر احاديث او دربارهى سيره و روش پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) بود . مانند احاديثى كه در زير مىآيد :
در صحيح مسلم از عايشه روايت كند كه گفت :
« من در حال عادت مىنوشيدم و آن را به پيامبر مىدادم و او دهانش را بر جاى دهان من مىنهاد . »
« من در حال عادت گوشت استخوان را گاز مىزدم و آن را به پيامبر مىدادم و او دهانش را بر جاى دهان من مىنهاد . » « 1 »
و در روايت ديگر گويد :
« رسول خدا استخوان گوشتى را به من مىداد تا من آن را گاز بزنم ، سپس آن را مىگرفت و دهانش را بر جاى دهانم مىنهاد . و نيز ظرف آب را به من مىداد
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، كتاب الحيض ، ج 1 ص 246 245 ؛ نسائى ، باب نيم خورده حائض ، ج 1 ص 23 و 53 و 54 و 64 ؛ سنن ابىداوود ، ج 1 ص 33 ؛ مسند ابىعوانه ، ج 1 ص 311 ؛ سنن دارمى ، ج 1 ص 246 ؛ مسند احمد ، ج 6 ص 62 و 127 و 193 و 210 ؛ منتخب كنزالعمال ، ج 3 ص 473 .