افك » كه نام « عايشه » را در مدينه بر سر زبانهاى زشتگو انداخت ، دليل آن است . . . تا آنجا كه گويد : و از جمله شايعاتى كه منتشر شد اين شايعه بود كه مىگفت : « او پيش از وجوب حجاب چندين بار با آن جوانى كه به مدينهاش بازگردانيد سخن گفته است . »
دوم - مستشرق كارل بروكلمان
او در كتابش « تاريخ الشعوب الاسلاميه » دربارهى « افسانهى غرانيق » گويد : « ولى ظاهر آن است كه او [ / پيامبر ] در سالهاى اوليه به مقام « إلهههاى كعبه » اعتراف كرده است . . . او در يكى از آياتى كه به وى وحى شده به آنها اشاره كرده و گفته است : « تلك الغرانيق العلى . . . » تا آنجا كه گويد : ولى پس از آن ، هنگامى كه شعور اين پيامبر نسبت به وحدانيت تقويت شد . . . بىدرن در روز دوم آن را انكار كرد و از بيزارى جست . »
سوم - مستشرق ف . بوهل
او در مادّهى « قرآن » دائرة الاسلاميه ، گويد : « پيامبر در ضمير ناخود آگاهش براى فهم آن كلمات مستعد و آماده بود . و بر او واجب بود كه با القائات شيطان مبارزه كند . . . ولى همو در زمانى خاص مىكوشيد تا وحى را با اين نداهاى شيطانى پنهان در هم آميزد . . . تا آنجا كه گويد : و روايات موثق اشاره دارد كه او خودش اجازه مىداد تا به وسيلهى شيطان فريب بخورد . زيرا ، لات و عزّى و منات را تا حدودى ستايش كرد . اما بعدها به لغزش خود پى برد . »
چهارم - مستشرق يوسف شاخت
او در مادّهى « اصول » دائرة المعارف الاسلاميه ، گويد : « بر خلاف آنكه امكان دخالت شيطان در تخليط قرآن وجود داشته ، هيچ كس در آن دوران ، در قطعيت