كشته شده است . « 1 »
*
روايت منسوب عبيد بن عمير ليثى نقّال و قصهگوى مكيان :
عبيد در اواخر عمر پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) به دنيا آمد و « عبداللهبن شدّاد » او را از صحابه پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) به حساب نمىآورد ، و به هر حال او زمان پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) در مكه را درك نكرده تا از حال آن حضرت خبر بدهد . « 2 »
*
روايت منسوب اسماعيلبن ابى حكيم :
ابنمنده درباره او گويد : ديدار و صحبت پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) را درك نكرده است . « 3 »
روايت منسوب فاطمه بنت الحسين ( عليه السلام ) :
در ذيل روايات « اسماعيلبن ابى حكيم » آن روايت را با تغييراتى در عبارت به « فاطمه بنت الحسين ( عليه السلام ) » از « امّالمؤمنين خديجه » نسبت داده بود . فاطمه از كجا جدهى پدرش حسين ( عليه السلام ) را ديده است تا آنچه را كه به او نسبت دادهاند از وى روايات كند ؟
* * * اين حالِ اسناد اين روايات است . در بخش بعد - به اذن خداى متعال - محتواى اين روايات را با آياتى از قرآن كريم و روايات موثق مقايسه خواهم كرد . رواياتى كه مىگويند : رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) پيش از نزول وحى به وسيله جبرئيل ، به امر رسالت خويش آگاه بوده است . همانگونه كه احبار و علماى اهل كتاب و كاهنان عصر او چشم به راه بعثت او بودند و معاصرين خود را به نزديك شدن زمان بعثت مژده مىدادند .
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : اسدالغابه ، ج 7 ص 189 .
( 2 ) - تقرب التهذيب ، ج 1 ص 422 .
( 3 ) - به شرح حال او در اسدالغابه و اصابه مراجعه نمائيد .