تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
پس ، قدر دختركان نورسيده حريص بر بازى را بدانيد . » « 1 » ه - در صحيح بخارى و صحيح مسلم گويد : « و ديدم پيامبر مرا با ردايش مىپوشاند و من حبشىها را كه در مسجد بازى مىكردند تماشا مىكردم . كه عمر آنها را بازداشت و پيامبر فرمود : « آنها را به حال خود بگذار ! اى حبشىها آسوده‌خاطر باشيد ! » پس ، قدر دختركان نورسيده‌ى بازيگوش را بدانيد . » « 2 » و - در صحيح بخارى و صحيح مسلم - در روايات ديگرى - گويد : « يا من از پيامبر درخواست كردم يا خود او فرمود كه : « آيا دوست دارى تماشا كنى ؟ » گفتم : آرى . پس ، مرا در پشت خود قرار داد و گونه‌ام بر گونه‌اش بود كه مىفرمود : « اى بنىارفده [ / حبشىها ] ادامه دهيد ! » تا آنگاه كه خسته شدم و فرمود : « سير شدى ؟ » گفتم : آرى . فرمود : « پس برو . » و در روايت ديگرى گويد : « حبشىهايى آمدند و مىرقصيدند » و در روايت ديگرى گويد : « دوست دارم آنها [ / بازيگران ] را ببينم ! » « 3 » ز - و در روايت ديگرى گويد : « رسول خدا از كنار كسانى كه در مدينه نمايش مىدادند عبور كرد و به تماشاى آنها ايستاد و من به چهره‌اش مىنگريستم كه مىگفت : « اى بنىارفده ! آسوده‌خاطر باشيد تا يهود و نصارى بدانند كه در دين ما فضاى باز هست و آنها دم گرفته و مىگفتند : ابوالقاسم خوشخو ! كه عمر آمد و آنها بازايستادند . » « 4 »
هامش
( 1 ) - صحيح مسلم ، ج 2 ص 609 ؛ حاشيةارشاد السارى ، ج 4 ص 199 ؛ صحيح بخارى ، ج 1 ص 63 ؛ مسند احمد ، ج 6 ص 270 و 274 و 166 . ( 2 ) - صحيح بخارى ، كتاب المناقب ، ج 2 ص 179 ، و كتاب العيدين ، ج 1 ص 123 ؛ صحيح مسلم ، كتاب صلاة العيدين ، ج 2 ص 608 . ( 3 ) - صحيح بخارى ، كتاب العيدين ، ج 2 ص 608 . ( 4 ) - مسند احمد ، ج 6 ص 116 و 223 ؛ كنزالعمال ، ج 19 ص 162 و 163 و 153 ؛ و نتخب آن در حاشيه‌ى مسند احمد ، ج 6 ص 173 .