او اختلاف كردند و ابوبكر گفت : « از پيامبر چيزى شنيدم كه فراموشش نكردم . او فرمود : خداوند هيچ پيامبرى را قبض روح نكرده است مگر در همان جايى كه بايد در آن گردد ، او را در محلّ بسترش دفن كنيد . » « 1 »
بررسى اين روايات
برخى روايات گذشته با روايت « عبّاد » از « امّالمؤمنين عايشه » تناقض دارند . او گويد : « از نعمتهاى خداوند بر من آن است كه رسول خدا ميان ريه و گلوى من و در خانهى من و در دولت و نوبت من كه در آن به هيچ كس ستم نكردم ، وفات كرد . » « 2 » اين روايت دلالت بر آن دارد كه وفات رسول خدا مصادف با روز عايشه و هنگامى بوده كه پيامبر در خانه او و نوبت او بوده است .
همچنين است حال روايتى كه « عروه » از او نقل كرده كه گفت : « رسول خدا ميان ريه و گلوى من و در دولت من كه به هيچ كس ستم نكردم ، وفات كرد . » « 3 »
نتيجه و لبّ كلام او در اين روايت كه گويد : « در آن به هيچ كس ستم نكردم » آن مىشود كه اين واقعه در روز نوبت ديگر « امّهات مؤمنين » نبوده است تا باعث شود « امّالمؤمنين عايشه » حق و سهم صاحب آن روز از رسول خدا را از او گرفه و به او ستم نمايد . اين موضوع را روايت « ابىمليكه » از او تاكيد مىكند . گويد : « پيامبر در خانهى من و در شب نوبت من وفات كرد . » « 4 »
روايات نماز ابوبكر در بيمارى پيامبر
در صحيح مسلم از « عايشه » روايت كند كه گفت : « هنگامى كه رسول خدا
هامش
( 1 ) - كنز العمال ، ج 7 ص 163 و 164 ؛ مرآت الجنان ، يافعى ، ج 1 ص 58 چاپ دوم ، بيروت .
( 2 ) - طبقات ابنسعد ، ج 2 ص 162 .
( 3 ) - همان مدرك .
( 4 ) - مسند احمد ، ج 6 ص 160 ، و نزديك به آن در مستدرك ، ج 4 ص 6 و 7 .