تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ) ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

ب - داستان تخيير

حقيقت داستان « تخيير » از حديث « جابر » صحابى رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) دانسته مىشود كه گفت : « پيامبر يك شبانه‌روز براى اقامه نماز جماعت به مسجد خويش نيامد ، و خليفه عمر اجازه ورود خواست و نزد پيامبر رفت و آن حضرت به او خبر داد كه زنانش بيش از آنچه برايش ميسور است نفقه مىخواهند ، و عمر و ابوبكر از دخترانشان خواستند كه از پيامبر بيش از آنچه برايش ميسور است ، چيزى نخواهند و پس از آن دو ، ساير زنان پيامبر را نيز بدين‌گونه مورد خطاب قرار دادند كه « ام‌ّسلمه » آنها را سرافكنده كرد و گفت : شما را با آنچه در اينجا مىگذرد چه كار است ، رسول خدا خود بر كار ما نظارت دارد . . . » تا آخر حديث . و خداوند متعال در اين‌باره چنين نازل فرمود :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلًا * وَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَةَ . . .
يعنى : « اى پيامبر ! به زنانت بگو اگر زندگى دنيا و زينت آن را مىخواهيد ، پس بياييد تا شما را بهره‌مند سازم و به نيكى و زيبايى رهايتان نمايم . و اگر خدا و رسول او و زندگى آخرت را مىخواهيد . . . » تا آخر آيه . و پيامبر از عايشه شروع كرد و فرمود : « خداوند مرا فرمان داده تا شما را مخير نمايم كه يا خدا و رسول او و زندگى آخرت را انتخاب كنيد و يا دنيا و زينت آن را ، و من از تو شروع كردم و تو را مخير مىكنم » ، و عايشه گفت : من خدا و رسول او و زندگى آخرت را انتخاب مىكنم . بر من پوشيده دار و زنانت را از آن باخبر مكن . پيامبر فرمود : « بلكه ايشان را باخبر مىكنم » و به آنان خبر داد و همگى خدا و رسول او و زندگى آخرت را برگزيدند ، و زمان اين واقعه بيش از يك شبانه‌روز طول نكشيد . و شهرت نيافت كه پيامبر زنانش را در اين واقعه طلاق داده باشد . و طلاق دادن تنها مناسب شأن آن دو زنى است كه عليه پيامبر همدست شدند و