اين مردان همگان ، دوران رسول را درك كرده و در زما نزول قرآن كريم حضور داشتند ؛ و اسلام راستين را در وجود پيامبر اكرم لمس نموده و در نتيجه ، با قرآن كريم و سنت رسول از نزديك آشنائى داشتند . پس از آن نيز سالها محضر امام اميرالمؤمنين را كه خود تجسم اسلام بود و همدوش قرآن ، درك كرده بودند .
همهء اين شرايط ، باعث مىشد كه گروه مزبور جوانب مختلف اسلام را بشناسند ، و در صورت امكان بتوانند از آن بطور صحيح تبليغ كنند .
اما معاويه جز چند تن افراد آلوده و بد سابقه از مهاجرى و انصار * « 1 » در ركاب خويش نداشت . او به كمك اين سياهكاران مزدور ، بعدها توانست طرح يك اسلام نوين منحرف ! ! مطابق با هوى و هوسهاى خويش در اندازد كه اسلام راستين در ذائقهء او طعمى نداشت ، و نسبت بدان در دل جز حقد و كينه چيزى نمىپرورانيد !
آرى او به كمك ابوهريره ، انسبنمالك ، مغيرهبنشعبه ، عمروعاص ، عبداللهبنعمر و بويژه امالمؤمنين عائشه ، كارخانههائى بزرگ از جعل حديث به وجود آورد . هر كدام از اين هواپرستان ، در دوران وى توانستند گوشهاى از سيماى زيباى اسلام اصيل را آلوده كنند ! احاديث فراوانى كه از ابوهريره ، انس و عبداللهبنعمر در زمينههاى مختلف نقل شده - اگر كوششهاى پىگير و جانبازانهء امامان اهل بيت نبود - مىتوانست به كلى اسلام را دگرگون نمايد ، آمال و آرزوهاى پليد و شوم پاسداران جاهليت و كفر را ، در عمل ، پياده كند .
اولين قدم در مبارزه با طرح معاويه ( / در دگرگون كردن اسلام اصيل ) متاركهء امام مجتبى ( ع ) بود ؛ زيرا آن حضرت بدان وسيله ، توانست افراد فراوانى از اسلام شناختگان - ياران رسول و امام اميرالمؤمنين - را از مرگ حتمى نجات بخشد ؛ زيرا در ميان ياران آن حضرت تنها گروه جانباز و پايدار را همين گونه
هامش
( 1 ) از قبيله انصار جز دو تن همراهش نبودند .