برداشت ؛ راههاى پر خوف و خطر را امن و امان بخشيد ، دشمنىها و كينههاى كهنه ، و در دل فرو هشته را ريشهكن ساخت ، سپس او را در حالى كه از كوشش وى راضى ؛ و از اعمالش خشنود بود ، به سوى خويش خوانده و به جهان واپسين وهنمونش ساخت ، و در آنجا نيز مقدمش را گرامى داشت ، و بهترين مقام و منزلت را در بهشت بر وى بخشيد .
ولى با غروب آفتاب نبوت ، مصبت بزرگ و كمرشكنى ؛ عموم مسلمانان را فرا گرفت كه در اين ميان ! مصيبت قوم و خويش ، و خاندان وى بيش از سايرين بود .
پس از رسول خدا ابوبكر زمام قدرت و امور مردم را به دست گرفت ؛ و در دوران حكومتش تا حدودى با مسلمانان ، نيكو رفتار نمود ، و مسلمانان نسبتاً از وى راضى بودند .
و بعد از ابوبكر ، عمر در كرسى حكومت قرار گرفت و روش ابوبكر را تعقيب نمود .
بعد از آن دو نفر ، عثمان بر مقام حكومت و خلافت تكيه زد ، و قدرت و اختيارات مسلمانان را قبضه كرد ، ولى راه و روشى انتخاب نمود كه خشم مسلمانان را برانگيخت تا تصميم بر قتل وى گرفتند و بالاخره او را به قتل رسانيدند .
آنگاه به سوى من روى آورديد ، و مرا با اصرار زياد به قبول اين مقام واداشتيد ، دست خود را هر چه در هم فشردم باز نموديد ، و هر چه دستم را عقب بردم با زور به سوى خود كشيديد ، هر چه گفتم مرا از اين مقام معذور داريد ، بيشتر پافشارى نموديد ، و بر اصرار خود افزويد ، و گفتيد : ما جز تو كسى را بر اين مقام نخواهيم پذيرفت ؛ و اطراف كسى ديگر را نخواهيم گرفت . شما مردم ، مانند شتران تشنه و دلسوخته ، كه بر نهر آبى برسند ، و با اشتياق و ازدحام بر آن سرازير شوند ، به سوى خانهء من با ازدحام هجوم آورديد ، گو اينكه به خيال كشتن كسى حمله مىكنيد بالاخره به حكم اجبار پيشنهاد شما را پذيرفتم ، و با من بيعت نموديد .
طلحه و زبير دست بيعت بر دست من نهادند ، اما ديرى نپائيد كه به بهانهء زيارت خانهء خدا ، از مدينه بيرون رفتند ، ولى به جاى خانهءخدا ، سر از بصره درآوردند ، و در آنجا فتنه و آشوب برانگيختند ، و مسلمانان را مورد شكنجه قرار داده ، عدهاى از
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٩٦