طبرى اين جريان را چنين آورده است كه : ابوليلى مىگويد :
على ( ع ) نامهاى به اهل كوفه نگاشت ؛ و مضمون آن چنين بود :
« به نام خدا ، مردم كوفه ! من چون ايمان و عقيدهء شما را نسبت به خدا و رسول وى مىدانستم ؛ شما را بر ديگران ترجيح دادم ، و به سوى شما روى آورده ، و در نزديكى شهر شما فرود آمدم و هركس از شماها مرا يارى كند ، به وظيفهء دينى خود عمل كرده ، و حق و عدالت را يارى نموده است ، « فمن جائنى و نصرنى فقد اجاب الحق و قضى الدين عليه » « 1 » .
ابوطفيل نقل مىكند كه : على ( ع ) پس از فرستادن نامه به سوى مردم كوفه ، براى ما چنين پيشگوئى و پيشبينى نمود كه : از مردم كوفه « دوازده هزار و يك تن » به نامهء من جواب مثبت داده و به يارى من به پا مىخيزند ، ابوطفيل سپس مىگويد لشكرى كه از كوفه مىآمد ، دقيقاً آمارگيرى شد ، تعداد آنان بدون كم و زياد همان مقدار بود كه امام ( ع ) پيشبينى مىنمود « 2 » .
ابنعبدربه مىگويد : مردم كوفه كه به سوى على سرازير شدند ، و در منزل ذىقار به اردوگاه رسيدند ، اميرمؤمنان در مقابل آنان قرار گرفت ، و چنين سخنرانى نمود :
به نام خدا ، حمد و ثناى بىپايان بر پروردگار جهان و جهانيان و ثنا و رحمت پياپى خدا بر محمد خاتم پيامبران ؛ مردم ! بدانيد روزى كه فتنه و فساد بر جهان بشريت خاصه بر عرب حكومت مىنمود ، روزى كه بشر در زير فشار جنگ و اختلاف و خونريزى منكوب و لگدمال مىگرديد ، روزى كه ترس و ناراحتى همه جا را فرا گرفته بود ، خداوند رئوف و مهربان پيامبر خود محمد ( ص ) را به سوى جهانيان برانگيخت ، و به وسيلهء او فساد و خونريزى را از ميان آنان بر طرف نمود ، و نفاق و دو روئى را به مهر و وفا مبدل ساخت ، شكافهاى اجتماعى ، و اختلاف طبقاتى را از ميان
هامش
( 1 ) طبرى 5 / 186 .
( 2 ) طبرى 5 / 199 .