و فحاشىهاى عثمان غضبناك گردم ، ولى امروز به نفع عثمان از شمشيرهاى شما كه بر وى فرود آورديد ، غضبناك نگردم ، و سكوت اختيار كنم ؟ !
مردم ! به هوش باشيد ! كه عثمان را مظلوم و بىگناه كشتند ، اين شما هستيد كه بايد در پى قاتلان وى باشيد ، و در هر كجا كه دست بر آنان يافتيد به قتلشان برسانيد ، سپس يكى از آن چند تن را كه عمر بخلافت نامزد كرده بود ، با شورا بخلافت انتخاب كنيد ، ولى نبايد كسى از قاتلان عثمان « 1 » در موضوع خلافت و شوراى تعيين خليفه شركت ، و كوچكترين دخالت بكند « 2 » .
زهرى مىگويد : سخنرانى عايشه كه پايان يافت ، طلحه و زبير نيز ، به پا خاستند و در مقابل مردم چنين سخن راندند :
مردم ! هر گناه توبهاى دارد ، و هر گناهكار پشيمانى و برگشتى كه در اثر آن پشيمانى پاك و آمرزيده مىشود ، عثمان نيز گرچه گناهكار بود ، ولى گناه وى قابل توبه و آمرزش بود ، ما نيز هيچگونه قصد كشتن او را نداشتيم ، تنها مىخواستيم او را توبيخ كنيم ، و از اين راه به توبهاش واداريم ، اما عدهاى از مردم نادان و آشوبگر ، تصميم بر قتل وى گرفتند ، و بر افراد ما كه روح مسالمتآميزى داشتيم ، و ملايم و بردبار بوديم ، پيروز شدند ، و در نتيجه او را به قتل رسانيدند .
سخنان طلحه و زبير كه باينجا رسيد ، مردم بصره از هر طرف ، زبان بر اعتراض گشوده ، فرياد برآوردند : طلحه ! نامههاى شما كه بما ميرسيد . لحن بسيار تندى داشت و مضمون نامههاى شما با آنچه امروز اظهار مىكنيد هيچگونه ، تناسب و سازشى ندارد .
در اينجا زبير براى قانع نمودن و آرام ساختن مردم ، رشتهء سخن را به دست گرفت و گفت : اى مردم ! من دربارهء عثمان نامهاى بر شما ننوشتهام ، و اگر در اين
هامش
( 1 ) منظور از قاتلان عثمان على ( ع ) بود .
( 2 ) الامامه و السياسه 1 / 51 - 60 شرح نهجالبلاغه ابنابىالحديد 2 / 499 .