يا على ! اگر جريان انتخاب و تعيين خليفه ، بيش از اين به طول انجامد ، نظم امور مسلمانان مختل و متلاشى مىگردد ، اينك براى مسلمانان يك سرپرست لايق و برازندهاى مانند تو لازم است كه امور آنان را اصلاح نمايد ، و كشتى طوفان زده اجتماعشان را به ساحل نجات رهبرى و هدايت كند .
در اينجا بود كه على ( ع ) تا حدودى به آنان جواب مثبت و مساعد داد ، و گفت :
شما بيش از اندازه مرا تحت فشار قرار مىدهيد ، و اصرار را از حد مىگذرانيد ، و به جز من كسى را قبول نداريد ، من نيز پيشنهادى دارم اگر آن را بپذيريد من هم حاضرم كه بيعت شما را بپذيرم ، و گرنه هرگز بيعت شما را نخواهم پذيرفت ، و بار سنگين خلافت را بر دوش نخواهم گرفت .
گفتند : يا على ! تو هر چه گوئى ، ما با جان و دل مىپذيريم .
آنگاه مردم رو به مسجد نموده ، و در آنجا اجتماع كردند ، و على ( ع ) نيز به مسجد آمد ، و بر فراز منبر قرار گرفت و چنين سخن آغاز نمود :
مردم ! من خوش نداشتم كه بر كرسى خلافت و امارت بنشينم ، و بر شما رياست و حكومت كنم ، ولى چه كنم ؟ ! شما از من دست بر نداشتيد ، و بر اين مسئوليت سنگين وادارم ساختيد ؛ و من نيز قبلًا بايد نكتهاى را براى شما خاطر نشان سازم ، و از شما ، بر آن پيمان بگيرم كه : در دوران خلافت من ، اين دو موضوع شديداً و بدون كوچكترين ملاحظه عملى خواهد گرديد :
1 - امتيازات طبقاتى لغو .
2 - تساوى حقوق در ميان تمام مسلمانان اكيداً اجرا خواهد شد .
آرى ؛ در دوران خلافت من ، اين قانون ، بايد عموميت پيدا كند ، حتى من هم كه امير شما هستم ، و اختيار ثروت و كليد بيتالمال شما در دست من است ، حق نداشته باشم بيش از حقوق و سهم ديگران ، درهمى براى خود اختصاص دهم - امام آنگاه اضافه نمود - دندان طمع خود را بكنيد ، توقع و انتظار هيچگونه امتياز اجتماعى ؛ و حقوق اضافى را از من نداشته باشيد ! آيا با اين شرائط كه گفتم ، بر خلافت
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 23
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٣