نمىدانستند « 1 » و از طرف ديگر ، بيگانه بودن بنى ناجيه از قريش يك ننگ بزرگ قبيلهاى بود كه شخصيت اجتماعى آنان را در ميان قبائل عرب به خطر مىانداخت . اين بود كه عايشه موقعيت شناس ، در آن موقع حساس با منسوب نمودن آنان به قريش تشويقشان نمود و به جانبازى و فداكارى وادارشان ساخت كه تمام افراد سرشناس اين طايفه به نوبت افسار شتر را به دست گرفتند و در اين راه كشته شدند « 2 »
هامش
( 1 ) منسوب بودن بنىناجيه به قبيل قريش از نظر نسبشناسان و دانشمندان علم انساب مورد اختلاف و گفتگو است ، عدهئى آنان را از قريش مىدانند و مىگويند كه « ناجيه » نام مادر بنى ناجيه مىباشد و اين « خاندان » به نام مادرشان معروف گرديده است ، ناجيه نيز زن و همسر « سامه » فرزند « لوىبنغالبقرشى » است ، منتهى ، سامه پدر بنىناجيه ، در اثر اختلافى كه با برادرش كعببنلؤى داشت مكه را ترك نمود و راه بحرين را پيش گرفت و در بحرين مارى او را گزيد و در اثر مار گزيدگى از دنيا رفت .
ولى به نظر عد ديگرى از دانشمندان علم انساب ، بنىناجيه ارتباط و نسبتى با قريش ندارند زيرا ناجيه گرچه همسر سامهلؤى قرشى بود ولى فرزندى از سامه به دنيا نياورد و پس از مرگ او با مرد ديگرى از اهل بحرين ازدواج نمود و از آن مرد ، فرزندى آورد و او را حارث ناميد . حارث در كوچكى پدر بحرينى خود را از دست داد يتيم و بىسرپرست ماند ، مادرش ناجيه او را برداشت و به مكه برگشت و فرزند خود حارث را پيش كعببنلؤى قرشى برادر شوهر سابقش برد و گفت اين كودك از برادر تو مىباشد و يادگار او است كعب چون از ازدواج دوم ناجيه اطلاع نداشت او را تصديق نمود و حارث را برادرزاد خود پنداشت و در ميان مردم مكه نيز با همان نسب معروف گرديد اتفاقاً مردى از بحرين به مكه آمد و جريان را به اطلاع كعب رسانيد كعب حارث را از خود راند و نسبت وى را به قبيل قريش تكذيب نمود حارث با مادر خود از مكه به بحرين برگشت و بنى ناجيه از همان حارث به وجود آمدند .
از اينجا است كه نسب بنىناجيه در ميان نسبشناسان مجهول و مورد اختلاف است و با اين برسى كه به عمل آمد روشن مىگردد كه بنىناجيه ارتباطى با قريش ندارند و به آن قبيله منسوب نيستند .
يكى از شعراى قريش در مورد گفته است : سامه گرچه از ما قريش بود اما وضع بنى ناجيه كه خود را فرزندان سامكه معرفى مىكنند براى ما روشن نيست .
( 2 ) اغانى : 10 / 203 - 205 - شرح نهجالبلاغه : 3 / 120 - 121 تحقيق محمد ابوالفضل .