مردم ! به هوش باشيد ! على پسر ابوطالب ، عثمان خليفهء به حق را به قتل رسانيد ، امروز نيز لشكر جرارى عليه شما بسيج نموده است كه مىخواهد بر شما مسلط شود ، زمام امور ، و اختيارات شما را بدست خود بگيرد و شهر شما را به تسلط و تصرف خويش درآورد ، شما بايد نيرو و قواى خود را متمركز سازيد مردانه قيام كنيد ! مرز و بوم و آب و خاك خود را از دست تعدى و تجاوز على و لشكريانش محفوظ داريد ! از استقلال و شرافت خود ، از زنان و فرزندان خود دفاع كنيد !
مردم بصره ! شما چگونه به اين ذلت و خوارى تن مىدهيد ، كه مردم كوفه به آب و خاك شما تجاوز كنند و شما را از شهر و ديارتان برانند .
مردم ! به پا خيزيد ! خشم كنيد بر آنان كه بر شما خشمناكند ! بجنگيد با آنان كه با شما آماده جنگند ! .
مردم ! على بجز خود كسى را به مقام خلافت لايق و برازنده نميداند ، به خدا سوگند اگر او بر شما پيروز گردد دين و دنياى شما را تباه مىسازد .
عبداللهبنزبير براى تحريك مردم از اين نوع سخنان پوچ و مطالب دروغ زياد گفت و در گفتارش اصرار و زيادهروى نمود .
حسنبنعلى پاسخ مىدهد :
سخنان و گفتار عبداللهبنزبير ، به گوش امام رسيد او نيز به فرزند خود حضرت حسن ( ع ) فرمود :
فرزندم تو نيز برخيز ! و گفتار عبداللهبنزبير را پاسخ بگو !
حضرت حسن ( ع ) به پا خاست ، و پس از حمد و ثنا خطا به مردم گفت :
مردم ! سخنى كه عبداللهبنزبير دربارهء پدرم على گفت شنيدم او پدر مرا متهم بقتل عثمان نموده سخنان بىجا و بىمورد ديگرى نيز بر زبان رانده است در صورتى كه همهء شما مىدانيد پدر وى زبير دربارهء عثمان چه بدگوئىها مىكرد ؟ ! و با چه القاب زشت و زنندهاى از وى اسم مىبرد ؟ ! و چه تهمتها و افتراها به او مىبست ؟ !