همانطور كه شخص از برگشتنش مسافرش احساس سرور و آرامش مىكند » .
اين كينه و عداوت او با على دو عامل داشت يكى جريان معروف افك « 1 » .
دومى اينكه على ، فاطمه دختر خديجه را به همسرى برگزيده بود .
چنان كه شاعر بزرگ اسلام « احمد شوقى » با بيان شيوا و شيرين خود على را مخاطب قرار داده و در اين باره مىگويد :
يا جبلا تأبى الجبال ما حمل * ماذا رمت عليك ربة الجمل ؟ !
اثار عثمان الذى شجاها * ام غصة لمينتزع شجاها ؟
ذلك فتق لميكن بالبال * كيد النساء موهن الجبال
و ان امالمؤمنين لامرأة * و ان تك الطاهرة المبرأة
اخرجها من كنها وسنها * مالميزل طولالمدىمن ضغنها
اين چند بيت قسمتى از اشعارى است ، كه اين شاعر اسلامى دربارهء على ( ع ) سروده و حوادث ناگوارى را كه به دست عايشه بر او هجوم آورده بيان كرده است .
امام هم در نامهاى كه در اثناى جنگ تلخ جمل ، به عايشه و طلحه و زبير نوشت ، مطالبى مرقوم فرمود كه اگر عايشه به آنها به ديدهء تعقل و تدبر مىنگريست ، سخت پشيمان شده ، و از خداوند به خاطر لغزشهايش پوزش مىطلبيد . گرچه گمان مىرود خداوند او را هرگز نمىبخشود ! .
على در نامهء خود خطاب به عايشه مىگويد :
« . . . و تو اى عايشه ! پاى از خانهء خود بيرون نهادهاى ؛ و در اين كار با خدا و پيامبرش نافرمانى مىكنى ، عايشه ! تو خواستار امرى هستى كه مربوط به تو نيست ، به من بگو ! زنان را با بسيج سپاه و خودنمائى در ميان مردان رزمنده چه كار ؟ به من بگو ! تو را با ايجاد جنگ بين اهل قبله و ريختن خونهاى بىگناه چه كار ؟ ؟ ! پس از همهء اين حرفها تو چنين وانمود مىكنى كه خواهان خون عثمان هستى ! تو را
هامش
( 1 ) واقع افك كه به نوشته مورخين در زمان رسول اكرم واقع شده در مجلدات بعدى اين كتاب مورد تحقيق دقيق قرار مىگيرد .