عثمان همان عايشه بود ، زيرا عايشه بعد از رسول هدا ( ص ) خليفهء اول و دوم را مورد تأييد و تصديق قرار داد ، و همانطور در اوايل خلافت عثمان با وى نيز مماشات نمود ، ولى بعداً روى به علل و عوامل خاصى ، راه مخالفت پيمود ، و مردم را عليه عثمان شورانيد ، تا آنجا كه به قتل وى فرمان داد .
4 - عايشه پس از كشته شدن عثمان مخالفت خود را با على ( ع ) شروع نمود ، و در اين راه از هيچ گونه فعاليت و كوشش دريغ نكرد ، او در برابر على ( ع ) روشى را پيش گرفت كه با هيچ كس روا نمىداشت .
نخستين مخالفت عايشه با على ( ع ) از اين جا شروع گرديد كه عايشه به محض شنيدن خبر بيعت مردم با وى ، آتش خشم و نفرتش زبانه كشيد . و داد زد كه : « اين اين كار به آخر نخواهد رسيد گرچه آسمانها بر زمين فرود آيد » ! ! و ديرى نپائيد كه طلحه و زبير را از على روگردان نمود ، و سرانجام هر سه نفر سپاهى ، گران ، به منظور پيكار با على فراهم آوردند ، و جنگ جمل را به راه انداختند .
عايشه در اين جنگ بر شتر سوار گرديد . و شخصاً در آن شركت نمود .
پس از آن جنگ بنفع على خاتمه يافت آن بزرگوار ، عايشه را بدون اينكه آسيبى بر وى برسد با نهايت احترام به مدينه بازگردانيد .
اما عايشه اين همه گذشت و بزرگوارى را ارج ننهاد ، و كين و دشمنى على را از دل خود نزدود ، و روزگار خويش را هم چنان در جوى پر از كينه و دشمنى باوى مىگذرانيد ! ! و در اين راه از هر وسيلهء ممكن استفاده و بهره بردارى مىنمود و به هر بهانه و عنوانى عليه على قيام مىكرد ، شعلههاى آتش درونى وى خاموش نگرديد ، تا آن روز كه على به قتل رسيد ، و آن روز بود كه چشمان عايشه از شادى برق زد ؛ و شعلههاى دلش فرو نشسته براحتى نفس كشيد ! !
او با شنيدن خبر كشته شدن امام اين شعر را ترنم كرد :
« او ( عايشه ) ، به آرزوى ديرينهء خود نائل آمد .
آرامش و راحتى در دلش احساس نمود .
أحاديث أم المؤمنين عائشة ( نقش عايشه در تاريخ و احاديث اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 8
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٨