.
عوامفريبان !
سومين مانع ، نفرتانگيزترين آنهاست . و آن اعمال نفوذى است كه خداوندان قدرت و زور ؛ در ادوار مختلف تاريخ از خود نشان دادهاند . آنان بودند كه با اتكاء بسر نيزه و مقام خويش ، هر كارى كه خواستند انجام دادند . كما اينكه باعمال قدرت و زير قيافهء عوام فريبى و تظاهر ، جلو بحث و تحقيق را گرفته از سال 655 رسماً باب اجتهاد را به روى فقهاى قوم بستهاند . « 1 »
نمىدانم ، اكنون كه پس از هشت قرن مقدمات گشايش باب اجتهاد را فراهم ساخته و در اين راه تا حدى قابل ملاحظه پيشرفت كردهاند ، آيا وقت آن نرسيده است كه اجازهء بحث و تحقيق نيز به مسلمانان داده شود ؟ با اينكه جز تقليد از سلف خود با به امر ديگرى گردن نمىدهند ؟ !
خير . . . هرگز اينطور نخواهد ماند ، چه در اثر كوشش مداوم و پيگير مصلحين ، پرتو دانش چهرهء حقيقت را تا حد غير قابل انكارى روشن ساخته ، و به همين زودى ، زمانى خواهد رسيد كه مردمان آن به رنج و زحمتى كه ما در نداشتن اجازهء بحث و تحقيق گريبانگير آن هستيم بخندند ، همچنانكه ما اكنون بسخت سرى و تعصب بى جا و ناپسند آن زمان اهالى رى مىخنديم !
از اين موانع كه بگذريم ، ما اصولا عادت كردهايم كه چون تعريف و تمجيد كسى را بشنويم ، خردهگيرى و انتقاد بر او را نشنويم ، و يا چون از او انتقاد نموديم و خردهگيرى كرديم ، ستايش و تعريفى در حقش استماع ننمائيم .
ولى من عايشه امالمؤمنين را آنچنانكه از خلال احاديث و تاريخ دريافتهام معرفى مىكنم . خواه اين معرفى در حقش خردهگيرى و انتقاد و يا ستايش و تمجيد باشد .
اگر كسى به اين حد قانع نگردد ، و نتواند مشكلاتى را كه در پيش شمرديم - و آنها بين نويسنده و خواننده مشترك است - بر خود هموار سازد ؛ كتاب را به آنكس واگذارد كه بتواند آن موانع را از پيش پاى خرد خويش بردارد .
آرى . . . آنكس كه مايل است امالمؤمنين را از خلال احاديث و تاريخ بشناسد ،
هامش
( 1 ) بيبرس بند قدادى در سال 665 ه باب اجتهاد را در مصر رسماً بست ، مراجعه شود به خطط مقريزى ص 161 و چقدر شايسته است براى مصر كه خود باب اجتهاد را پس از قرنها تعطيل دوباره بگشايند .