و شوكت زائيده تأييد و پيروى مردم از آن نيست تا احيانآً بتوانند در خرابى و از بين بردن آن اقدام نمايند .
من خود عقيده دارم كه اگر دنيايى به جنگ و ستيز با اسلام برخيزند ؛ و به نابودى آن كمر همت بسته يك صدا شوند ؛ نخواهند توانست از جلال و عظمت معنوى آن خردلى بكاهند .
همچنان كه اگر جهانى در تأييد و بزرگداشت آن متفق شوند ، ذرهاى بر عظمت و بزرگى آن نخواهند افزود . چه رمز اسلام در اصول عالى آن و سر اين اصول در خود آن نهفته است نه در سيماى پيروان آن ؛ و اين نكتهاى است كه جز دانشمندان و علماى حقيقى كسى آن را در نيابد . و لذا اگر پيش قدمان در اسلام و اصحاب رسول خدا مورد بحث و انتقاد قرار گيرند ، و محققين ، زندگانى ، و رفتار و گفتار ، آنان را جزء به جزء مورد تجزيه و تحليل قرار دهند تا صالح و طالح را به عالم اسلام معرفى نمايند ، به هيچ روى به اسلام و حقيقت معنوى آن خللى وارد نمىگردد . بلكه اسلامى كه خود سنك بناى عدالت در احكام ، و برابر بودن تمام افراد بشر را در پيشگاه قانون اعلام مىدارد چنين انتقاد و بررسى را جايز مىشمارد ؛ و مخصوصاً در بازيابى حقيقت و رهبرى مردم بسر منزل هدايت چنان بحث و تحقيق و انتقادى را مصرانه دستور مىدهد .
چرا دور برويم ! مصلح بزرگ عالم بشريت ؛ محمد ( ص ) در ضمن راهنمائىهاى حكيمانهء خود ، بطور مستقيم و غير مستقيم ما را تشويق نموده كه فقط بدنبال نفس حقيقت رفته ، حق را تنها براى اينكه حق است ، و صرف نظر از افراد بپذيريم و از آن پشتيبانى كنيم ، گرچه بسود فقير و درماندهاى باشد ، و عليه باطل و تباهى قيام نمائيم ولو بزيان شخص شريف و برجستهاى تمام شود . و در اجراى حدود الهى فرقى بين شريف و وضيع نگذاريم .
محمد ( ص ) و اجراء عدالت
در احاديث صحيحه آمده است « اسامه بن زيد » كه خود و پدرش نزد رسول خدا گرامى بودند روزى از حضرتش شفاعت كرد تا يكى از زنان اشراف قريش كه