ناميده شده كه در زمانى شماره آنها به چهارصد « اصل » رسيده و چهار كتاب كافى و من لا يحضره الفقيه و استبصار و تهذيب ، از آن اصول نقل حديث نمودهاند و پس از ايشان علماى مكتب اهل بيت به آن كتب رجوع مىنمايند . چنان كه در جدول زير نمايان است .
سند روايت در مكتب اهل بيت
دليل دوم : روايتهايى است كه از پيامبر اكرم درباره آنها رسيده است . و ما در اينجا به چند روايت كه در كتب معتبره پيروان مكتب خلفا آمده اكتفا مىكنيم .
يكم : روايتهايى كه از پيامبر اكرم درباره امام اول على بن ابىطالب آمده است .
در سال سوم از بعثت پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله آنگاه كه از جانب پروردگار مأمور به دعوت به اسلام شد و آيه
« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ؛
« 1 » خويشان نزديك خود را از خدا بترسان . » نازل شد ، پيامبر دستور داد پسرعمويش ، على بن ابىطالب طعامى آماده ساخت و بنىعبدالمطلب را دعوت كرد . پس از صرف طعام ، عمويش ابولهب پيشدستى كرد و نگذاشت پيامبر سخنى بگويد ، مجلس پيامبر به هم خورد ، پيامبر صلىاللهعليهوآله دعوت به طعام را
هامش
( 1 ) . سوره شعراء ، آيه 214 .