تو برترم . من امين خدا بر بيتاللّه و خزانهدار اويم . چرا آنگونه كه مرا امين كرده تو را امين نكرده است ؟ در اين هنگام ، على عليه السلام بر آن دو وارد شد و آنان او را از گفتههاى خود آگاه كردند . على گفت : من از شما برترم . من اولين كسى هستم كه ايمان آورد و هجرت كرد . هر سه نفر نزد رسولخدا صلىاللهعليهوآله رفتند و ماجرا را بيان كردند . آن حضرت پاسخى به آنان نداد تا بازگشتند . پس از چند روز وحى نازل شد و پيامبر آنان را فراخواند و چنين تلاوت كرد
: أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ . . . .
« 1 »
8 . آيات درباره همراهى على عليه السلام با پيامبر و يارى او
الف )
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ . . . ؛
« 2 » اگر عليه پيامبر همدست شويد ، خداوند خود ياور او است و جبرئيل و صالح مؤمنان . . . .
رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود : صالح مؤمنان ، على بن ابىطالب است . « 3 »
ب )
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي
. . .
اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي
؛ « 4 » براى من از خاندانم وزيرى قرار ده ؛ برادرم هارون را . پشتم را به او محكم كن ، و او را در كارم شريك ساز .
از اسماء بنت عميس چنين نقل شده است : از رسول خدا صلىاللهعليهوآله شنيدم كهمىگفت : پروردگارا ، من همان را مىگويم كه برادرم موسى گفت : خدايا ، براى من وزيرى از خاندانم قرار ده . برادرم على را . پشتم را به دو محكم كن و او را در كارم شريك ساز . . . . « 5 »
ج )
وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطاناً نَصِيراً ؛
« 6 » بگو : پروردگارا ، مرا صادقانه بياور و صادقانه ببر و از سوى خود برايم نيرويى يارىكننده قرار ده .
ابن عباس مىگويد : به خدا سوگند كه خداوند دعاى پيامبرش را اجابت فرمود و على بن ابىطالب عليه السلام را به او عطا كرد ؛ نيرويى يارىكننده در برابر دشمنانش . « 7 »
د ) . . .
وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ . . . ؛
« 8 » باغهايى از انگور و
هامش
( 1 ) . سيوطى ، عبدالرحمان ، الدرالمنثور ، در تفسير آيه مذكور .
( 2 ) . سوره تحريم ، آيه 4 .
( 3 ) . متقى هندى ، على ، كنزالعمال ، ج 1 ، ص 273 .
( 4 ) . سوره طه ، آيه 29 - 32 .
( 5 ) . طبرى ، محبالدين ، رياضالنضره ، ج 2 ، ص 163 .
( 6 ) . سوره اسراء ، آيه 80 .
( 7 ) . حاكم حسكانى ، شواهدالتنزيل ، ج 1 ، ص 349 .
( 8 ) . سوره رعد ، آيه 4 .