در مجموعه حاضر ، آياتى را كه به گونهاى در ذيل عنوان امام على عليه السلام در قرآن قرار مىگرفتند ، در دوازده دسته طبقهبندى كردهايم . در ذيل هر دسته به آياتى اشاره كردهايم و آنگاه شأن نزول يا ماجرايى را آوردهايم كه به اميرمؤمنان عليه السلام مربوط مىشده است . مدارك ما در اين بحث ، مهمترينمصادر تفسيرى و روايى مكتب خلفا و اهلبيت عليهمالسلاماست .
1 . آيات درباره امام على عليه السلام
الف ) آيه انفاق
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ؛
« 1 » پاداش آنان كه اموال خود را ، شب و روز و نهان و آشكار ، انفاق مىكنند ، با پروردگارشان است ، نه بيمى بر آنها است و نه اندوهگين مىشوند .
عبدالوهاب بن مجاهد از ابن عباس چنين روايت مىكند : آيه انفاق درباره على عليهالسلامنازل شده است ؛ او چهار درهم داشت كه يكى را در شب انفاق كرد ، يكى را در روز ، و يكى را در نهان و يكى را آشكار . « 2 »
ب ) آيه فروش جان
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ؛
« 3 » برخى از مردم ، جان خود را براى خشنودى خدا مىفروشند ؛ و خداوند با اين بندگان مهربان است .
عبدالرحمان بن ميمون به نقل از ابن عباس مىگويد :
رسول خدا صلى الله عليه وآله در شبى كه به سوى آن غار برون شد ، على را در بستر خود خوابانيد . ابوبكر به دنبال پيامبر آمد و على او را از خروج پيامبر آگاه كرد . ابوبكر در پى آن حضرت روان شد و قريشيان بيدار و پاسدار ، على را [ به جاى پيامبر ] هدف خويش گرفته بودند . چون صبح شد ، با شگفتى على را فراروى خود ديدند . گفتند : محمد صلى الله عليه وآله كجاست ، على عليه السلام گفت : من از او خبر ندارم ، گفتند : ما نمىخواستيم به تو ضررى برسانيم و تو را آزار دهيم . ما هدفمان محمد صلى الله عليه وآله بوده است . چون كه او از زدن و ضربه خوردن به خود نمىپيچد
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 274 .
( 2 ) . ابن عساكر ، تاريخ مدينة دمشق ، ج 38 ، ص 206 .
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 207 .