تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
فرمود - خداى متعال فرموده :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .
هنگامى كه آيت تطهير نازل شد ، رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله من و برادرم و مادر و پدرم را در كنار خود قرار داد و همگىمان را در كسائى خيبرى كه از آن ام‌سلمه بود - در خانه ام‌سلمه و در روز نوبت او - پوشانيد و گفت : « خداوندا ! اينان اهل بيت منند ، اينان اهل و عترت منند ، پس ، رجس و پليدى را از آنان دور كن و پاك و پاكيزه‌شان گردان . » ام‌سلمه گفت : اى رسول خدا ! من هم با آنان به زير كساء بيايم ؟ رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله به او فرمود : « رحمت خدا بر تو باد ، تو بر راه خير و بر مسير نيكوئى هستى ، من خيلى از تو خشنودم ، ولى اين ويژه من و ايشان است . پس از آن ، رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله ، تا هنگامى كه بقيه عمرش را در دنيا گذرانيد و خداوند روح مباركش را به سوى خود برد ، هر روز در طلوع فجر نزد ما مىآمد و مىفرمود : « خداى بر شما ببخشايد ، نماز ! إِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرا . » « 1 »

3 . ام‌سلمه

در تفسير فرات و خصال و امالى صدوق و بحارالانوار - عبارت از تفسير فرات است - از عمره همدانيه دخت افعى روايت كنند كه ام‌سلمه از او پرسيد : تو عمره هستى ؟ گفت : آرى . پس از آن عمره از او پرسيد [ اى ام‌المؤمنين ] آيا مرا از حال اين مردى كه در ميان شما دوست و دشمن ، ضربت خورد و كشته شد آگاه نمىكنى ؟ ام‌سلمه گفت : تو دوستش دارى ؟ گفت : نه دوستش دارم و نه دشمنش شمارم ! - مقصودش على عليه السلام بود - ام‌سلمه گفت : خداى متعال هنگامى كه اين آيه را فرستاد :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
هيچ كس جز جبرئيل و ميكائيل و محمد و على و فاطمه و حسن و حسين و من در آن خانه نبود . من گفتم : اى رسول خدا ! من از اهل البيتم ؟ فرمود : « تو از شايسته زنان منى . » اى عمره ! اگر فرموده بود آرى ، از هر چه كه خورشيد بر آن مىتابد نزد من محبوبتر بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 10 ، ص 141 - 142 ؛ امالى ابن شيخ . . . ( 2 ) . در تفسير فرات ، ص 126 دو روايت است كه اين يكى از آنهاست . خصال صدوق ، باب السبعة ، حديث 113 ؛ كنزالفوائد ، ص 237 . بحارالانوار ، ج 2 ، ص 214 و ج 35 ، ص 209 . به نقل از امالى صدوق ؛ امالى ، ص 219 .