4 . على بن الحسين ، امام سجاد عليه السلام
در امالى صدوق و احتجاج طبرسى و لهوف سيد بن طاوس و بحار مجلسى روايت كنند :
هنگامى كه اسيران اهل البيت عليهمالسلام را به شام آوردند و در آستانه مسجد در جايگاه اسيران ، برپا داشتند و على بن الحسين عليهماالسلام كه در آن روز جوانى بالغ و رشيد بود در ميانشان حضور داشت ، مردى از اهل شام نزد آنان آمد و گفت : حمد و سپاس خداى را كه شما را كشت و نابودتان كرد و شاخ فتنه را از بن بركند - و از هر گونه دشنام فروگذار نكرد - سخنانش كه پايان گرفت ، امام على بن الحسين عليهماالسلام به او فرمود : « آيا كتاب خداى عزو جل را نخواندهاى ؟ » گفت : چرا [ خواندهام ] فرمود : « آيا اين آيه را نخواندهاى ؟
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
، بگو من هيچ پاداشى از شما نمىخواهم جز دوستى خويشاوندانم . « 1 »
گفت : چرا . فرمود : « ما آنهاييم ! » سپس فرمود : آيا نخواندهاى :
وَ آتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
، حق خويشاوندان را بپرداز ! « 2 » گفت : چرا . فرمود : ما همانهاييم . آيا اين آيه را خواندهاى ؟
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .
گفت : چرا [ خواندهام ] . فرمود : « ما همانانيم . » مرد
شامى دستش را به سوى آسمان برداشت و گفت : خداوندا ! من توبه كرده و به سوى تو باز مىگردم - سه بار اين را تكرار كرد - خداوندا ! من از دشمنان آل محمد و كشندگان اهل بيت محمد ، به سوى تو ، بيزارى مىجويم ، من قرآن را مىخواندم ولى تا امروز اين را درك نكرده بودم ! « 3 »
5 . زيد بن على بن الحسين عليهماالسلام
ابوالجارود گويد : زيد بن على بن الحسين گفت : نابخردانى از مردم گمان دارند كه خداوند در اين آيه
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ
. . . زنان رسول خدا صلىاللهعليهوآله را اراده فرموده است . آنان دروغ گفته و گناه كردهاند . به خدا سوگند اگر زنان پيامبر را اراده فرموده بود مىفرمود : ليذهب
هامش
( 1 ) . سوره شورى ، آيه 23 .
( 2 ) . سوره اسراء : آيه 26 .
( 3 ) . امالى صدوق ، مجلس 31 ، حديث 3 ؛ احتجاج طبرسى ، ص 157 ؛ لهوف سيد بن طاوس و بحار الانوار ، ج 45 ، ص 165 - 166 .