تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦

مكان اجتماع به روايت ابوسعيد خدرى

سيوطى در تفسير آيه از ابوسعيد خدرى روايت كند كه گفت : آن روز نوبت حضور پيامبر صلىالله‌عليه‌وآله نزد ام‌سلمه بود كه جبرئيل با اين آيه نازل شد :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ . . .
گويد : « رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله حسن و حسين و فاطمه و على عليهم‌السلام را فرا خواند و به خود نزديك كرد و آن جامه را بر آنان گسترانيد . به گونه‌اى كه ام‌سلمه در بيرون آن قرار گرفت . » سپس عرض كرد : « خداوندا ! اينان اهل بيت منند . پروردگارا ! رجس و پليدى را از اين اهل بيت دور گردان و آنان را پاك و پاكيزه بنماى . » ام‌سلمه گفت : اى رسول خدا ! من هم با ايشانم ؟ فرمود : « تو جايگاه خود را دارى ، تو بر خير هستى . » « 1 »

مكان اجتماع در حديث ام‌سلمه

ابن كثير و سيوطى در تفسير ، بيهقى در سنن كبرى ، خطيب در تاريخ بغداد و طحاوى در مشكل الآثار از ام‌سلمه روايت كنند كه گفت : « آيه كريمه :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ . . .
در خانه من ، و در حالى كه فاطمه و على و حسن و حسين در آن بودند ، نازل شد . » رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله آنان را با كسائى كه بر روى او بود پوشانيد ، سپس گفت : « اينان اهل بيت منند ، پس رجس و پليدى را از آنان دور كن و ايشان را پاك و پاكيزه گردان . » « 2 » در روايت حاكم در مستدرك صحيحين نيز آمده است كه گفت : « در خانه من نازل شد . » در صحيح ترمذى در باب فضائل فاطمه عليهاالسلام « 3 » و در رياض النضرة و تهذيب التهذيب آمده كه رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله فرمود : « خداوندا ! اينان اهل بيت و خاصّان منند ، رجس و پليدى
هامش
( 1 ) . تفسير درالمنثور ، ج 15 ، ص 198 . از طريق ديگر اين حديث به دست مىآيد كه ابوسعيد خدرى آن را از خود ام‌المؤمنين ام‌سلمه روايت كرده است . ابو سعيد ، سعد بن مالك انصارى خزرجى خدرى ، در جنگ خندق و بعد از آن حضور داشت . در سال شصتم يا هفتادم هجرى در مدينه وفات كرد . شرح حال او در اسد الغابة ، ج 2 ، ص 289 ، آمده است . ( 2 ) . سنن بيهقى ، ج 2 ، ص 150 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 3 ، ص 483 ؛ تفسير سيوطى ، ج 5 ، ص 198 ؛ تاريخ بغداد ، ج 9 ، ص 126 ؛ مشكل الآثار ، ج 1 ، ص 324 ؛ جامع الاصول ، ج 10 ، ص 100 ؛ تفسير ثعالبى ، ج 3 ، ص 228 ؛ تيسيرالوصول ، ج 3 ، ص 297 ؛ ابن عساكر ، ج 5 ، بخش اول ص 13 آ - ب و 16 آ . ( 3 ) . ترمذى گويد : در اين باب از عمر بن ابىسلمه و انس بن مالك و ابوالحمراء و معقل بن يسار و عايشه روايت شده است .