تخطي إلى المحتوى الرئيسي

على مائدة الكتاب والسنة ( بر گستره كتاب و سنت ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤

نوع كساء به روايت عايشه « 1 »

مسلم در صحيح ، حاكم در مستدرك ، بيهقى در سنن كبرى و هر يك از طبرى و ابن كثير و سيوطى در تفاسير خودشان روايت كرده‌اند : « 2 » بامدادى رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله با كسائى از پشم سياه بيرون شد . حسن بن على رسيد ، او را داخل كساء كرد ، سپس حسين آمد ، او را هم داخل كرد ، سپس فاطمه عليهاالسلام آمد ، او را هم داخل كرد ، پس از آن على عليه السلام آمد ، او را نيز داخل كساء كرد و گفت :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .
خداوند تنها مىخواهد رجس و پليدى را از شما « اهل بيت » دور كند و شما را پاك و پاكيزه گرداند .

نوع كساء به روايت ام سلمة « 3 »

طبرى و قرطبى در تفسير آيه از ام سلمة روايت كنند كه گفت : هنگامى كه آيه
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ
. . . نازل شد ، رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله على و فاطمه و حسن و حسين عليهماالسلام را فرا خواند و كسائى خيبرى را بر آنان پوشانيد . . . . « 4 » در حديث ديگرى گفته است : عباى خود را بر آنان پوشانيد . « 5 »
هامش
( 1 ) . عايشه دخت ابوبكر ، زوجه رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله كه هجده ماه پس از هجرت او را به خانه آورد و در سال 57 يا 58 يا 59 هجرى از دنيا رفت . ابوهريره بر او نماز خواند و در بقيع دفن گرديد . شرح بيشتر را در كتاب نقش عايشه در تاريخ اسلام بيابيد . ( 2 ) . صحيح مسلم ، باب فضائل اهل بيت النبى صلىالله‌عليه‌وآله ، ج 7 ، ص 130 ؛ مستدرك حاكم بر صحيح مسلم و بخارى ، ج 3 ، ص 147 ؛ سنن الكبرى بيهقى ، باب بيان اهل بيته و الذين هم آله ، ج 2 ، ص 149 ؛ تفسير طبرى ، ج 22 ، ص 5 ؛ تفسير ابن كثير ؛ جامع البيان ، ج 3 ، ص 458 ؛ جمع الاصول ، ج 10 ، ص 101 - 102 ؛ تيسير الوصول ، ج 3 ، ص 297 ؛ و تفسير سيوطى ، الدر المنثور ، ج 5 ، ص 198 - 199 . ( 3 ) . ام‌سلمة ، هند دختر ابواميه قرشى مخزومى ، رسول خدا صلىالله‌عليه‌وآله پس از آنكه همسر اولش ابوسلمة بن عبدالأسد در جنگ احد مجروح و به سبب آن وفات كرد ، با او ازدواج نمود . ام‌سلمه پس از شهادت امام حسين عليه السلام در سال 60 هجرى از دنيا رحلت كرد . شرح حال او در اسد الغابة و تقريب التهذيب آمده است . ( 4 ) . اين حديث را ابوسعيد از ام سلمة روايت كرده است . تفسير طبرى ، ج 22 ، ص 6 . ( 5 ) . اين حديث را شهر بن حوشب از ام‌سلمة روايت كرده است . تفسير طبرى ، ج 22 ، ص 6 . ابن كثير نيز در ج 3 ، ص 485 تفسير خود به آن اشاره كرده است .