شده و بر او گريه مىكردند ، عمر برخاست و آنان را بازداشته و پراكنده مىكرد ، رسول خدا صلى الله عليه وآله فرمود : « عمر ! آنان را به حال خود واگذار كه چشمها اشكبار ، دلها مصيبتديده و داغشان تازه است . » « 1 »
در مسند احمد از وهب بن كيسان از محمد بن عمرو روايت كند كه :
سلمة بن ازرق با عبداللّه بن عمر در بازار نشسته بودند كه عدهاى جنازهاى را عبور داده و بر آن مىگريستند . عبداللّه بن عمر اين كار را ناپسند شمرده و آنان را طرد كرد . سلمة بن ازرق به او گفت : چنين مگو ! زيرا من خود شاهد بودم و از ابو هريرة شنيدم - زنى از بستگان مروان جان سپرده بود و مروان دستور مىداد زنانى را كه بر او مىگريستند از آنجا برانند - ابو هريرة كه بر سر جنازه آمده بود گفت : اى ابا عبد الملك ! آنان را به حال خود واگذار ، زيرا جنازهاى را از مقابل پيامبر صلىاللهعليهوآله عبور دادند . من و عمر بن خطاب نيز ، در كنار آن حضرت بوديم . عمر شروع به راندن زنانى كرد كه همراه جنازه مىگريستند . رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمود : « پسر خطاب ! آنان رابه حال خود وا گذار كه جانشان مصيبت ديده ، چشمشان اشكبار و داغشان تازه است . » « 2 »
مقايسه روايات و نتيجه آن
روايات بخش اول اثبات كرد : گريه كردن بر محتضر و كسى كه در حال جان دادن است و كسى كه جان سپرده و نيز ، گريه بر مزار مردگان - شهيد باشد يا غير شهيد - از سيره پيامبر اكرم صلى الله عليهوآله مىباشد .
روايات بخش دوم اثبات كرد : رسول خدا صلى الله عليه وآله بارها بر فرزند شهيدش [ حسين عليه السلام ] گريه كردند ، و با اثبات آن ، گريه آن حضرت بر حسين عليه السلام به بخش اول مىپيوندد و از سيره و سنت رسول خدا صلى الله عليه وآله به شمار مىآيد .
روايات بخش سوم اثبات كرد : روايات نهى پيامبر صلى الله عليه وآله از گريه بر ميت ، تنها از سوى خليفه دوم و پسرش عبداللّه است ؛ و از استدراك ام المؤمنين عايشه بر آنها كه گفت : « خداى ببخشايد ابا عبدالرحمن را ، چيزى را شنيده ولى در نيافته » و سخنان ديگر
هامش
( 1 ) . سنن نسائى ، ج 2 ، ص 19 ، باب الرخصة فى البكاء على الميت ؛ مسند احمد ، ج 2 ، ص 110 ، 273 ، 408 و 444 ؛ سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 505 ، كتاب الجنائز ، باب ما جاء فى البكاء على الميت ، حديث 1587 .
( 2 ) . مسند احمد ، ج 2 ، ص 273 و 408 و نزديك به آن در ص 333 .