إنَّ الكافِرِ يَزيدُه اللّهُ بِبُكاءِ أَهلهِ عذاباً وَ انَّ اللّه لَهُو أضْحك و أبْكى ، ولا تزر وازرة وِزْرطَ اخرى ؛
خداوند كافر را به خاطر گريه بستگانش بيشتر عذاب مىكند ، و خداوند است كه مىخنداند و مىگرياند ، و هيچ كس بار گناه ديگرى را بر ندارد .
قاسم بن محمد گويد : هنگامى كه سخن عمر و پسرش به عايشه رسيد گفت : شما مرا از كسانى خبر مىدهيد كه نه دروغ گويند و نه دروغزن ، ولى [ به هر حال ] گوش آدمى خطا مىشنود . « 1 »
در صحيح مسلم ، صحيح بخارى ، سنن ترمذى و موطأ مالك روايت كنند :
هشام بن عروه از پدرش ، گويد : در نزد عايشه گفته شد كه ابن عمر گفته است : « ميت به خاطر گريه بستگانش بر او ، عذاب مىبيند . » عايشه گفت : خداى بر ابا عبدالرحمن ببخشايد ، چيزى را شنيده ولى خوب در نيافته ، [ قضيه چنين بود كه : ] جنازه فردى يهودى را - در حالى كه بر او مىگريستند - از كنار پيامبر صلىاللهعليهوآله عبور دادند ، آن حضرت فرمود : « شما مىگرييد و او عذاب مىشود . » « 2 »
امام نووى [ متوفاى 676 هجرى ] در شرح صحيح مسلم ، درباره روايات نهى از گريستن كه از رسول خدا روايت شده ، گويد : اين روايات تنها از روايت عمر و پسرش عبداللّه است . عايشه آنها را انكار كرده و آن را از نسيان و فراموشى و اشتباه آن دو دانسته ، و منكر صدور آن از پيامبر صلىاللهعليهوآله شده است . « 3 »
رسول خدا صلى الله عليه وآله عمر را از نهى ، نهى مىكند
در سنن نسائى ، سنن ابن ماجه و مسند احمد روايت كنند كه : « 4 » سلمة بن ازرق گويد : شنيدم كه ابو هريره مىگفت : يكى از بستگان رسول خدا صلىاللهعليهوآله از دنيا رفت ، زنان جمع
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، كتاب الجنائز ، باب 9 ، حديث 22 و 23 ؛ صحيح بخارى ، كتاب الجنائز ، باب يعذب الميت ببكاء اهله عليه ، ج 1 ، ص 155 و 156 ؛ سنن نسائى ، ج 4 ، ص 18 ، كتاب الجنائز ، باب النياحة على الميت ؛ الاجابة لا يراد ما استدركته عايشه على الصحابة ، زركشى ، ص 82 ، باب استدراكها على عمر بن الخطاب .
( 2 ) . صحيح مسلم ، كتاب الجنائز ، باب 9 ، حديث 25 ؛ صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 156 ، كتاب الجنائز ، باب الميت يعذب ببكاء بعض اهله ؛ صحيح ترمذى ، كتاب الجنائز ، باب 25 ، ج 4 ، ص 226 و 227 ؛ موطأ مالك ، ج 1 ، ص 234 ، كتاب الجنائز ، باب النهى عن البكاء على الميت .
( 3 ) . شرح صحيح مسلم ، الامام النووى ، ج 6 ، ص 228 ، كتاب الجنائز .
( 4 ) . عبارت نسائى را آورديم .