ج ) رمى جمره يا پرتاب سنگ به سوى شيطان
امام احمد بن حنبل و طيالسى در مسندهاى خود از رسول خدا صلى الله عليه وآله روايت كنند كه فرمود :
جبرئيل ابراهيم را به سوى « جمره عقبه » « 1 » برد و شيطان را به او نشان داد ، ابراهيم با هفت عدد سنگ او را رمى كرد كه ناپديد شد . سپس او را به سوى « جمره وسطى » « 2 » برد و - باز هم - شيطان را به او نماياند و ابراهيم نيز با هفت عدد سنگ او را راند تا ناپديد شد . سپس به « جَمَره قُصوى » « 3 » آمد و شيطان را به وى نشان داد و او با هفت سنگ شيطان را راند تا ناپديد شد . « 4 »
خداوند سبحان ، بدينگونه رمى شيطان از سوى ابراهيم را گرامى داشت و براى زنده نگه داشتن ياد او ، « رمى جمرات » را بخشى از مناسك حج قرار داد .
د ) فدية يا قربانى دادن
خداوند سبحان درباره ابراهيم و اسماعيل مىفرمايد :
فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ * فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ * فَلَمَّا أَسْلَما وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ * وَ نادَيْناهُ أَنْ يا إِبْراهِيمُ * قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ * وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ؛
« 5 » پس او را به پسرى بردبار ، مژده داديم و چون به رشد رسيد و با پدر كوشيد [ ابراهيم به او ] گفت : پسرم ! من در خواب مىبينم كه بايد تو را قربانى كنم ، تو چه نظر مىدهى ؟ [ اسماعيل ] گفت : پدر جان ! هرچه مأمورى انجام ده كه به زودى - اگر خدا بخواهد - مرا از بردباران مىيابى . پس چون تسليم شدند و او را به روى افكند ، ندايش داديم كه ، اى ابراهيم ! به راستى كه آن خواب را راست گردانيدى ، ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مىدهيم . به راستى كه اين همان
هامش
( 1 ) . جمره عقبه يعنى : پرتابگاه اولين .
( 2 ) . جمره وسطى يعنى : پرتابگاه ميانى .
( 3 ) . جمره قصوى يعنى : پرتابگاه آخرين .
( 4 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 306 و نزديك به آن در ص 127 . مسند طيالى ، حديث 2697 و نيز مراجعه كنيد : معجم البلدان ، ماده كعبه و تاريخ طبرى و ابن اثير ، در شرح حال ابراهيم .
( 5 ) . سوره صافات ، آيات 101 - 107 .