تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جواهر البلاغة ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
عن البلاغة الواضحة با تصرف : با تصرف از كتاب « البلاغة الواضحة » گرفته شده است . « 1 » اكنون به اين كنايه‌ها ژرف بنگريد :
« بَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما »
« 2 » بديهاى آدم و حوا آشكار گشت . كنايه از عورت .
« أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ »
« 3 » يا زنان را لمس كرديد . كنايه از جماع .
« حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ »
« 4 » وقتى به آن مىرسند ، گوشها و چشم‌ها و پوست‌هاى تنشان به آنچه مىكردند گواهى مىدهند . « جلود » كنايه از اعضاى جنسى است .
« وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ »
« 5 » مادرش ( مريم ) زن بسيار راستگويى بود ، هردو غذا مىخوردند . ( كنايه از اين‌كه نياز به تخليه داشتند و محدث بودند ) . و حافظ سروده است :
ما نگوييم بد و ميل به ناحق نكنيم * جامه كس سيه و دلق خود ازرق نكنيم
مصراع دوم كنايه از لكه‌داركردن آبروى مردم و آلوده شدن خويش به بدگويى از ديگران است .
آسمان كشتى ارباب هنر مىشكند * تكيه آن به كه برين بحر معلق نكنيم
« بحر معلق » كنايه از آسمان و روزگار است .
اگر به رنگ عقيقى شد اشك من چه عجب * كه مهر خاتم لعل تو هست همچو عقيق
عقيق‌رنگ شدن اشك ، كنايه از خونين شدن دل و اشك است .
هامش
( 1 ) - البلاغة الواضحه ، ص 131 و 132 ( 2 ) - اعراف ، 22 ( 3 ) - مائده ، 6 ( 4 ) - فصلت ، 20 ( 5 ) - مائده ، 75