[ در اين مثال ، هيئت و منظرهء ستارهء سهيل و ستارههاى دنبال آن به هيئت و منظرهء صفهاى نمازى كه پيشنماز آن به پا خاسته است ، تشبيه شده است . ]
إذ لو قيل : كأنّ سهيلا إمام و كأنّ النجوم صفوف صلاة لذهبت فائدة التشبيه .
زيرا اگر گفته شده بود : گويى ستارهء سهيل پيشنماز است و ستارههاى ديگر صفهاى نماز ، فايدهء تشبيه از دست مىرفت . [ چون هدف تشبيه اين بوده كه منظره و شكل آن ستارهها به منظره و شكل صفهاى جماعت تشبيه شود . ]
أو مركّبان تركيبا إذا أفردت أجزاؤه زال المقصود من هيئة المشبّه به كما ترى فى قول الشاعر الآتى حيث شبّه النجوم الّلامعة فى كبد السّماء بدر منتثر على بساط أزرق .
و يا دو طرف تشبيه مركّب است به گونهاى كه اگر اجزاء آن جدا شود هدفى كه از منظره و شكل مشبّهبه در نظر است تباه مىگردد ، همانگونه كه شما در شعر شاعرى كه مطرح مىشود مىبينيد او ستارههاى درخشان در ميان آسمان را به مرواريدهاى پراكنده شده بر فرش كبود تشبيه كرده است .
و كأنّ أجرام النّجوم لوامعا * درر نثرن على بساط أزرق « 1 »
اجرام اختران تابناك گويى مرواريدهايى است كه بر فرش كبود پاشيده شده .
إذ لو قيل : كأنّ النّجوم درر و كأنّ السّماء بساط أزرق كان التشبيه مقبولا لكنّه قد زال منه المقصود بهيئة المشبّه به .
اگر گفته مىشد : گويى ستارهها مرواريدهايند و گويا آسمان فرش كبودى است ، تشبيه مقبول و پسنديده بود ليكن هدف كه هيئت و منظرهء مشبّهبه [ به صورت مركّب بود ] از دست مىرفت .
و در فارسى مانند اين شعر منوچهرى :
سر از البرز بر زد قرص خورشيد * چو خونآلوده دزدى سر ز مكمن « 2 »
هامش
( 1 ) - اين شعر از ابو طالب رقىّ است . ( مترجم )
( 2 ) - تشبيه مركّب به مركّب در فارسى نمونههاى فراوان دارد :بر گل سرخ ، از نم اوفتاده لآلى * همچو عرق بر عذار شاهد غضبانسعدى
و يا :
-