« حمالة السيف » : بند يا تسمهء شمشير .
نعم قد تمتنع إرادة المعنى الأصلى فى الكناية لخصوص الموضوع كقوله تعالى :
آرى گاه ارادهء معنى اصلى به جهت موضوع خاصى در كنايه ممتنع مىشود . مانند سخن خداى برين :
« وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ »
« 1 » و آسمانها در پيچيده به دست راست اوست .
در اين مورد خاص ارادهء معنى اصلى كه ترجمهء ظاهر آيه است ممكن نيست ، چون خداوند متعال جسم نيست و دست ندارد ، اينجا تنها معناى لازمى آنكه قدرت كامل است مقصود مىباشد .
و مانند سخن خداى و الا :
« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »
« 2 » خداى رحمان بر عرش استقرار يافت .
در اين آيهء شريفه نيز معناى اصلى آن را كه ترجمهء ظاهر آيه است نمىتوان اراده كرد و تنها معنى لازمى آن يعنى استيلا داشتن و اقتدار مراد است .
كناية عن تمام القدرة و قوّة التّمكن و الاستيلاء .
كنايه از قدرت كامل و توان دستيابى و اقتدار و سلطه داشتن است .
و تنقسم الكناية بحسب المعنى الّذى تشير إليه إلى ثلاثة أقسام :
كنايه به حسب معنايى كه به آن اشاره مىكند به سه قسم تقسيم مىگردد :
1 - كناية عن صفة كما تقول : هو ربيب أبى الهول تكنى عن شدّة كتمانه لسّره .
و تعرف كناية الصفة بذكر الموصوف ملفوظا أملحوظا من سياق الكلام .
1 - كنايه از صفت . همانگونه كه مىگويى : « هو ربيب أبى الهول » او پروريدهء ابو الهول است . و آن را كنايه مىآورى از اينكه او رازش را به شدّت مىپوشاند .
و كنايه از صفت به ذكركردن لفظ موصوف يا به لحاظ آن از ساختار كلام شناخته مىشود . « 3 »
توضيح : « ربيب » : پرورده ، تربيتشده ، پسر زن كه از شوهر پيشينش دارد .
هامش
( 1 ) - زمر ، 67
( 2 ) - طه ، 5
( 3 ) - كنايه از صفت در فارسى مانند اين بيت خاقانى :عاشق بكشى به تيغ غمزه * چندانكه به دست چپ شمارىبه دست چپ شمردن كنايه از كثرت است .