لفظ ، حكم معارف را داراست ؛ يعنى ذو الحال ، مبتدا و موصوف معرفه قرار مىگيرد و « ال » بر آن داخل مىشود ، ولى در معنا عام است .
فرق اسم جنس و علم جنس اين است كه : علم جنس براى معناى مقيّد به حضور در ذهن وضع شده است ؛ ولى اسم جنس براى معنا بدون قيد حضور در ذهن .
المبحث السادس فى تقسيم الاستعارة باعتبار ما يذكر من الطّرفين
إذا ذكر فى الكلام لفظ المشبّه به فقط . فاستعارة تصريحيّة أو مصرّحة نحو :
بحث ششم
دربارهء تقسيم استعاره است به اعتبار آنچه از دو طرف آن ذكر مىشود .
زمانى كه تنها لفظ مشبّهبه در كلام ذكر شود ، استعاره تصريحيّه يا مصرّحه است .
مانند :
فأمطرت لؤلؤا من نرجس و سقت * وردا و عضّت على العنّاب بالبرد « 1 »
از نرگس چشمانش باران مرواريد فرو باريد و گل سرخ را آب داد و با تگرگ دندانهايش سرانگشت عنّابگونه را گزيد .
فقد استعار اللؤلؤ و النّرجس و الورد و العنّاب و البرد للّدموع و العيون و الخدود و الأنامل و الأسنان .
اين شاعر مرواريد را براى اشكها ، نرجس را براى چشمان ، گل سرخ را براى گونهها ، عنّاب را براى سرانگشتان ، و تگرگ را براى دندانها استعاره آورده است .
توجه كنيد عنّاب به ضم اول ، دانهاى قرمز رنگ چونان سنجد است ؛ شاعر آن را براى سرانگشتان حنابسته آن زن استعاره آورده است .
بنابراين در اين شعر پنج استعارهء اصليه و تصريحيه وجود دارد . « 2 »
و إذا ذكر فى الكلام لفظ المشبّه فقط و حذف فيه المشبّه به و أشير اليه بذكر لازمه
هامش
( 1 ) - اين شعر از « واواء » دمشقى است . نگاه كنيد به علوم البلاغه ، ص 270 ؛ اساليب البيان فى القرآن ، ص 480 و 515 ؛ و التبيان ، ص 232 ( مترجم )
( 2 ) - تصريحيه يعنى در آن به لفظى كه دلالت بر مشبّهبه مىكند و مراد از آن مشبّه است ، تصريح شده است .
اين استعاره « تحقيقيه » نيز ناميده مىشود . و معناى « مكنيه » اين است كه لفظ مشبّهبه در آن پنهان شده است چون با ذكر چيزى از لوازم آن ديگر نيازى به مشبّهبه نداريم . بنابراين در استعارهء مكنيه از اركان تشبيه تنها مشبّه ذكر مىشود .