در همين باب ، در كافى ، دو روايت ديگر به همين معنى مىيابيم كه در آن دو اشارهاى به نوشتهى على ( ع ) نشده است :
1 - روايت ابان بن تغلب از امام صادق ( ع ) كه گويد : « از امام ( ع ) حكم ارث برادرزاده و جدّ را پرسيدم . فرمود : « ميراث بين آنها نصف مىشود . »
2 - روايت ابوبصير ، گويد : « نزد امام باقر يا امام صادق ( ع ) بودم كه مردى حكم ارث برادرزاده و جدّ را پرسيد و آن حضرت فرمود : « ميراث بين آنها نصف مىشود . »
روايت سومى نيز به همين معنى از قاسم بن سليمان از امام صادق ( ع ) است كه فرمود : « على ( ع ) برادرزادهى همراه جدّ را از ميراث پدرش [ يعنى ميراثى كه اگر زنده بود از آن برخوردار مىشد ] برخوردار مىكرد . » « 1 »
ب - نظر ائمه ( ع ) در بطلان « عَول » :
« عول » در اصطلاح فقهى : زيادتى سهام وارثان بر قسمتهاى تعيين شده است . و هنگامى چنين مىشود كه زن يا شوهر جزء وارثان باشند ، مانند آن كه كسى بميرد و دو دخترش را با پدر و مادر و زن خود بر جاى گذارد كه در اين صورت ، دو ثلث مال [ چهار ششم ] به دو دختر مىرسد و دو ششم آن به پدر و مادر و يك هشتم آن به زن . « 2 » و چون سهام به حسب چنين فرضى بر شش قسمت تقسيم شده ، يك هشتمِ مفروض و تعيين شده از گردونهى تقسيم خارج و صاحب آن بىنصيب مىماند كه در اينجا معتقدان به « عول » و سرشكن اين نقص و كمبود را ، به گونهاى كه در فقه مكتب خلفا مقرر شده ، بر همه سهام سرشكن مىكنند . اما در مكتب اهلالبيت ( ع ) اين نقص و كمبود بر سهامى وارد مىشود كه خداوند
هامش
( 1 ) . كافى 7 / 112 - 113 . تهذيب 9 / 309 . وسائل 17 / 485 - 486 .
( 2 ) . مراجعه كنيد : نهاية اللغة مادهى « عول » . .