بود ما در بيان احكام از خود رأيى نداريم . » « 1 »
علّامه مجلسى در شرح اين حديث گويد : « چون مراد سئوالكننده آن بود كه مرا از رأى و نظر خودت كه با ظنّ و اجتهاد اختيار مىكنى آگاه ساز ، امام ( ع ) او را از اين پندار نهى فرمود و براى او روشن ساخت كه آنها چيزى نگويند مگر با جزم و يقين و از منابع پيوسته به سيّد المرسلين ( ص ) » « 2 »
احاديث امامان اهلالبيت مستند به خدا و رسول است :
در بصائر الدرجات گويد : « امام ( ع ) به سئوالكننده فرمود : « هرگاه پاسخى به تو دادم ، آن پاسخ از رسول خدا ( ص ) است ، ما از خود رأى نداريم . » « 3 »
و از فضيل بن يسار از امام باقر ( ع ) فرمود : « اگر ما به رأى و نظر خود سخن مىگفتيم گمراه مىشديم ، همانگونه كه پيشينيان گمراه شدند . بلكه ما با بيّنهاى از پروردگارمان كه براى پيامبرش بيان فرموده و پيامبر نيز براى ما بيان داشته ، سخن مىگوئيم . » « 4 »
و نيز ، از امام صادق ( ع ) فرمود : « سخن ما بيّنهاى است كه پروردگارمان براى پيامبرش بيان فرموده و پيامبر براى ما ، و اگر چنين نبود ما هم بسان اين مردم بوديم . » « 5 »
و از سماعه از ابىالحسن ( ع ) گويد : « به امام ( ع ) گفتم : « هر چه مىگوئيد در
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، محمد بن يعقوب كلينى متوفاى 328 يا 329 هجرى ، چاپ تهران ، ج 1 ص 58 ، و وافى ، محمد بن مرتضى مشهور به ملا محسن فيض كاشانى متوفاى 1091 هجرى ، چاپ 1324 ه - ، ج 1 ص 59 .
( 2 ) . مرأة العقول ، ج 1 ص . . .
( 3 ) . بصائر الدرجات ، ص 301 .
( 4 ) . همان ، ص 299 .
( 5 ) . همان ، ص 301 . .