گفت : « با آنچه در خيبر است . »
گفتم : « با آنچه در فدك است ؟ »
گفت : « با آنچه در فدك است . »
گفتم : « هان ! به خدا سوگند تا [ آنجا پيش مىروى كه ] گردنهاى ما را با ارّهها قطع كنى ، نه چنين است ! » « 1 »
ب - روايت امالمؤمنين عايشه :
در صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، مسند احمد ، سنن ابوداود ، سنن نسائى و طبقات ابنسعد از « ام المؤمنين عايشه » گويد : « فاطمه نزد ابىبكر فرستاد و ميراث خود از پيامبر ( ص ) را مطالبه كرد ، ميراث خود از ( وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِه ) : « آنچه كه خدا به پيامبرش بازگردانيد » يعنى صدقات پيامبر در مدينه « 2 » و « فدك » و آنچه از خُمس خيبر باقى مانده بود ، « 3 »
آنها را مطالبه كرد . و ابوبكر گفت : « رسول خدا ( ص ) فرمود : « ما ارث برده نمىشويم ؛ هر چه باقى مىگذاريم صدقه است . » و آل محمد از اين مال الله ، تنها به مقدارى كه مىخورند سهم مىبرند و بيش از آن حقى ندارند ؛ و من به خدا سوگند ! چيزى از « صدقات پيامبر » را تغيير نمىدهم ، و همانگونه كه بوده و همانگونه كه رسول خدا در آن عمل كرده ، عمل مىكنم . » « 4 »
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد ، ج 9 ص 39 به نقل از طبرانى در اوسط .
( 2 ) . مراد و از صدقات پيامبر در مدينه ، باغستانهاى هفتگانهاى است كه « مخيريق » به پيامبر بخشيده بود .
( 3 ) . مراد او از باقيمانده خمس خيبر آن است كه چون رسول خدا بخشى از سهم خُمس خود در خيبر را به برخى از صحابه بخشيده بود ، فاطمه ( س ) باقيماندهى آن را مطالبه مىكرد .
( 4 ) . صحيح بخارى ، كتاب المناقب ، ج 2 ص 200 . سنن ابوداود ، كتاب الخراج ، ج 2 ص 49 . سنن نسائى ، ج 2 ص 179 ، باب قسم الفىء . مسند احمد ، ج 1 ص 6 و 9 . طبقات ابن سعد ، ج 2 ص 315 و ج 8 ص 28 ، و منتخب كنز العمال ، ج 3 ص 128 . .