تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
نامشان را مشهور مىساختند . و بدين‌خاطر بود كه « سيره ابن‌هشام » در ميان پيروان مكتب خلفا به « وثاقت » شهره گرديد ؛ چون بدانچه كه آنها بر آن اتفاق داشتند ، ملتزم بود ؛ و « سيره ابن‌اسحاق » رها شد ، چون به روش مورد قبول آنها ، ملتزم نبود و انها نيز ، درس و بحث و نسخه‌بردارى از آن را رها كردند تا به نابودىاش انجاميد ! در حالى كه ابن‌هشام ، همه آنچه را كه در سيره خود آورده ، از سيره ابن‌اسحاق گرفته و آنچه را كه به تعبير خود او : « مردم ناپسند بوده » از آن حذف كرده است ! و نيز ، بدين‌خاطر بود كه « تاريخ طبرى » موثق‌ترين مصدر تاريخ اسلام گرديد و به اوج شهرت و اعتبار رسيد و مؤلف آن ، در مكتب خلفا ، « امام المورّخين » لقب گرفت ؛ چون با پيروى از روش مذكور ، به گسترش روايات سيف پرداخت : رواياتى كه از كذب آنها آگاه بودو مىدانست كه با حق و واقع ، و با اخبار تاريخى عصر صحابه و خلفاى نخستين ناسازگار است . و بعد ، ساير علما يكى پس از ديگرى به آب و آتش زدند و به نشر آنچه در تاريخ طبرى آمده بود پرداختند و مصادر پژوهشى اسلامى را از آن انباشتند و در مقابل آن ، اخبار صحيح را رها ساختند تا در جوامع اسلامى فراموش و نابود گرديد ! ونيز ، « امام بخارى » در مكتب خلفا ، « امام المحدّثين » لقب گرفت و صحيح او - پس از كتاب خدا - صحيح ترين كتابها شد ، و احاديث صحيحى كه در صحيح او يا در صحيح مسلم نيامده بود ، ناصحيح و بىاعتبار !

منشأاختلاف در رواياتِ منابع اسلامى

دقت‌نظر در مباحث گذشته ، و بحث‌هائى كه در بخش « اجتهادات خلفا » در جلد دوم مىآيد ، ما را از منشأ اختلاف در « رواياتِ منابع اسلامى » آگاه مىسازد . چون درمىيابيم كه چگونه براى همراهى و همگامى با سياست چيرگان حاكم به وضع حديث پرداختند و روايات صحيحى را كه مخالف اين سياست بود رها