ايشان و تلاوت آيه در آستانه خانه و در حضور گروهى از صحابه ، در طى چندين ماه ، آنان را به خوبى معرفى فرمود .
اين آيه ، و آنچه از قول و فعل رسولاللّه ( ص ) به ما رسيده ، براى اثبات عصمت اهلالبيت ( ع ) دليلى بسنده و كافى است .
از بعد علمى نيز ، تاريخ گذشته چيزى را كه منافى با عصمت امامان اهلالبيت ( ع ) باشد ، ثبت نكرده است . با آنكه تاريخ اسلام به وسيله علماى مكتب خلفا تدوين شده و در موارد بسيارى جلب رضاى خليفه هدف اصلى تاريخنويسى بوده ، و خلفا در طى قرون براى خاموشى نور امامان اهلالبيت ( ع ) به شدت پاى مىفشردند تا مبادا مسلمانان به آنها بگروند و آنان را به خلافت برگزينند . و بدين خاطر نيز ، بسيارى از آنان را كشتند و برخى را به زندان افكندند و گروهى را تبعيد و تحت نظر گرفتند ؛ بويژه بنىاميه كه فرمان لعن امام على ( ع ) را در نمازهاى جمعه و بر منابر مسلمانان صادر كردند و كار را بدانجا كشاندند كه محبّان و شيعيان و معتقدان به امامت اهلالبيت ( ع ) را نيز ، شكنجه و عذاب و طرد مىكردند . با وجود همه اينها ، در تاريخ مدوّن موجود ، كوچكترين صغيره و لغزشى از امامان اهلالبيت ( ع ) نمىيابيم . و همين معنى دليل آن است كه خداوند به راستى آنها را از رجس و پليدى پاك و پاكيزه گردانيده و عصمتشان بخشيده است . اين مهمترين دلايل مكتب اهلالبيت بر عصمت امامان اهلالبيت ( ع ) است . در بخش بعد برخى از نصوص رسيده از رسولخدا ( ص ) درباره امامت ايشان را بيان مىداريم ، كه خداوند متعال درباره پيامبرش فرموده :
«
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
» « 1 »
« و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد . و آنچه مىگويد تنها وحيى است كه نازل مىشود . »
هامش
( 1 ) - نجم / 3 - 4 .