شأن و حال ديگر صفاتى كه در پيش گذشت نيز بدينگونه است .
خواندن پيامبر ( ص ) و توسل به او در راه خدا
بنا بر آنچه بيان داشتيم : دادن صفت حاكم و مالك و شفيع و خالق و زنده كننده و ميراننده و ولىّ به غير خدا اگر با اذن خدا باشد ، در چنين حالى ، غير خدا و جز خدا و همراه با خدا در كار نخواهد بود . بنابراين بيان ، خواندن پيامبر ( ص ) و توسل به او در راه خدا نيز ، اگر با اذن خدا باشد ، در اينجا هم ، خواندن غير خدا و جز خدا و همراه با خدا در كار نبوده و از مصاديق مورد نهى خداوند در اين آيه : «
فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً
» نخواهد بود .
و پيش از اين ، در حديث صحيح مسند احمد و سنن ترمذى و ابنماجه و بيهقى ديديم كه رسول خدا ( ص ) آن صحابى نابينا را آموزش داد تا پس از نماز بگويد : « خداوندا من از تو درخواست مىكنم و به وسيله پيامبرت نبىّ رحمت به سوى تو مىآيم . اى محمد ! من به وسيله تو به سوى پروردگارم مىروم تا حاجتم برآورده شود . خداوندا او را شفيع من قرار ده » « 1 » و خداوند حاجتش را برآورده ساخت و پيامبر را شفيع او قرار داد و شفايش بخشيد . اينگونه توسل مصداق سخن خداى متعال در اين آيه است كه مىفرمايد : «
وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ
» « 2 » : « و براى تقرب به او وسيلهاى بجوئيد » و نيز در اين آيه كه مىفرمايد : «
يَبْتَغُونَ إِلى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ
» « 3 » : « براى تقرب به پروردگارشان وسيلهاى مىجويند » .
* * * تا اينجا برخى مسائل مورد اختلاف را عرضه داشتيم و به آثار ظاهرى آنها
هامش
( 1 ) - مراجعه كنيد : بخش شفيع قرار دادن پيامبرص ، ص 49 همين كتاب .
( 2 ) - مائده / 35 .
( 3 ) - اسراء / 57 .