او را مُضَر گفتند اين بود كه او قلبهاى مردم را به خود جلب كرده بود و كسى او را نميديد مگر اينكه او را دوست ميداشت مضر عليه السّلام در صيد و شكار صاحب ( يد طولائى ) بود ، هر يك از پدران حضرت محمّد صلى اللّه عليه و آله عهد نامهاى ميگرفت كه تزويج نكند مگر با پاكيزهترين زنان زمانهء خود ، و عهدنامهها در بيت الحرام ( كعبه ) آويزان شده بودند ، عهدنامهها هميشه از زمان حضرت اسماعيل بكعبه آويزان بودند تا زمانهء ( اصحاب ) فيل . اول كسى كه آن عهدنامهها را تغيير و تبديل داد و به آنها اضافه و از آنها ناقص كرد عمر بن لحى بود كه بتها را از كعبه خارج نمود .
[ 34 - ]
حال مضر عليه السّلام دائما همينطور بود تا اينكه با زنى ازدواج كرد كه او را خزيمه و ام حكيم ميگفتند و مضر الياس را كه سى و چهارمين وصى بود از آن زن بوجود آورد . جهت اينكه او را الياس گفتند اين بود كه او در حال يأس و انقطاع آمد ، الياس عليه السّلام سيد و بزرگوار قوم خود بشمار ميرفت و صداى نور حضرت محمّد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله از صلب مبارك الياس شنيده ميشد ، دائما همينطور بود تا اينكه با زنى كه او را فرعه مىگفتند ازدواج كرد .
[ 35 - مدركه ]
آنگاه فرعه مدركه را كه سى و پنجمين وصى بود براى الياس متولد كرد .
[ 36 - خزيمه ]
بعد از آن خزيمه كه سى و ششمين وصى بود براى مدركه بوجود آمد ، علت اينكه او را خزيمه گفتند اين بود كه ( داراى ) نور پدر خود بود ، هميشه همينطور بود تا اينكه دختر طابخه را تزويج نمود
[ 37 - كنانه ]
و كنانه را كه سى و هفتمين وصى بود از او بوجود آورد كنانه با زنى ازدواج كرد كه او را الحافه ميناميدند
[ 38 - نضر ]
و نضر را كه