فرزند خود فهر كه چهلمين وصى بود وصيت كرد .
[ 41 - غالب ]
فهر پسر خود غالب را كه چهل و يكمين وصى بود وصى قرار داد .
[ 42 - لوى ]
غالب عليه السّلام به پسر خود لوى كه چهل و دومين وصى بود وصيت كرد .
[ 43 - كعب ]
لوىّ امر وصيّت را به فرزند خود كعب كه چهل و سومين وصى بود واگذار نمود .
[ 44 - مره ]
كعب هم به مره كه چهل و چهارمين وصى بود وصيت فرمود .
[ 45 - كلاب ]
مره امر وصيت را به كلاب كه چهل و پنجمين وصى بود محوّل كرد .
[ 46 - قصى ]
كلاب به قصى كه چهل و ششمين وصى بود وصيت كرد .
[ 47 - عبد مناف ]
قصى هم به عبد مناف عليه السّلام كه چهل و هفتمين وصى بود وصيت نمود .
علت اينكه او را عبد مناف گفتند اين بود كه بر مردم برترى و علوّى پيدا كرد ، بسواران اطراف زمين مايل گرديد .
[ 48 - هاشم عليه السلام ]
اول فرزندى كه براى عبد مناف متولد شد حضرت هاشم عليه السّلام بود كه چهل و هشتمين وصى بود . آن حضرت را بدين جهت هاشم گفتند كه در مواقع خشكهسالى نان را براى قوم خود تريد ميكرد ، سفره و غذاى آن حضرت گسترده و برقرار بود ، مسافرين را متحمل ميشد ، مردمان خائف را امان ميداد . صفت و آراستگى آن حضرت نظير حضرت اسماعيل بود .
همينكه خداى سبحان حضرت هاشم را بنورانيت اختصاص داد و او را از سائر عرب برگزيد و آن بزرگوار را بر ساير قريش فضيلت داد بملائكه فرمود : شما شاهد باشيد كه من اين بندهء خودم هاشم را از چرك ( و معصيت ) مردم ( معمولى ) پاك و پاكيزه نمودم و نطفهء حضرت محمّد بن عبد اللّه صلى اللّه عليه و آله را در صلب او ايجاد كردم .
در صورت حضرت هاشم عليه السّلام نورى مثل نور ماه و ستارگان