تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
و موضع حرم را به او نشان بدهم . ملك الموت عليه السّلام فرمود : خدا تو را موفق نمايد ولى نزد من نصيحتى است پيش بيا ( تا به گوش تو بگويم ) آنگاه قيدار جلو رفت تا با او راز بگويد ، ملك الموت عليه السّلام قيدار را از راه گوش قبض روح كرد و آن حضرت در پيش روى فرزند خود حمل روى زمين افتاد ، حمل به جهت اين پيش‌آمد غضب شديدى كرد و گفت : اى بندهء خدا براى چه پدرم را بناگهانى كشتى ؟ . ملك الموت به حمل گفت : به پدر خود نگاه كن ببين مرده يا زنده است . راوى گويد : همين‌كه حمل روى نعش پدر خود افتاد تا از حال او با خبر گردد ديد كه از دنيا رفته . ملك الموت عليه السّلام هم بسوى آسمان بالا رفت ، وقتى كه حمل سر خود را بلند كرد و جواب‌دهنده‌اى را نديد دانست كه آن شخص ملكى بوده است ، پس حمل بالاى سر پدر خود نشست و شروع بگريه كرد . بعد از آن خداى رؤف گروهى را از فرزندان اسحاق آماده كرد تا قيدار عليه السّلام را غسل و كفن و حنوط كردند و آن حضرت در كوه ثبير دفن گرديد .

[ 24 - نبت ]

حمل عليه السّلام تنها ماند و خداى توانا او را حفظ كرد تا اينكه آن حضرت بالغ و شريف و عزيز شد و زنى را از قوم خود تزويج كرد كه او را حريزهء ميگفتند و حريزه به نبت كه بيست و چهارمين وصى بود حامله شد .

[ 25 - سلامان ]

و سلامان كه بيست و پنجمين وصى بود براى نبت متولد گرديد .

[ 26 - هميسع ]

و هميسع كه بيست و ششمين وصى بود براى سلامان بوجود آمد .

[ 27 - يسع ]

و يسع كه بيست و هفتمين وصى بود از براى هميسع متولد گرديد

[ 28 - أدد ]

و ادد كه بيست و هشتمين وصى بود براى يسع بوجود آمد ،